تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨
كه جانش درآمده بىسر بريدن شرعى « و خون و گوشت خوك » كه آن را بخورند « و آنچه قربانى است براى جز خدا » و نام جز خدا در ذبح آن برده شده و آن قربانى كفار است بنام بتهاشان در برابر خدا ، سپس خدا فرموده « هر كه بيچاره شد بيكى از اين محرّمات و نه باغى است » و هنگام ضرورت بدان به امام بر حق نشوريده « و نه عادى » و تجاوزكار و پيرو عقيده باطل در نبوت كسى كه پيغمبر نيست يا امامت جز امام بر حق « گناهى ندارد » در خوردن اين چيزها « چون خدا آمرزنده است » عيب پوش است اى مؤمنان « مهربانست » كه در حال ضرورت مباح كرده براى شما آنچه را در حال فراوانى حرام كرده . بيان و تفصيلى است : خلاصه خلافى نيست كه حرمت تناول محرّمات ويژه حال اختيار ماست و در هنگام ضرورت جائز است جز براى باغى و عادى و اقوالى در تفسير آنها ضمن تفسير آيات گذشت ، و فقهاء در تفسير آنها چند قول دارند : 1 - باغى شورشى بر امام زمانست و عادى راهزن . 2 - باغى آنكه قوت مضطر ديگر را به زور بستاند براى حفظ جان خود و اين روا نيست بلكه بايد تن بمرگ دهد و او را به خود نهد و عادى آنكه بيش از اندازه ضرورت حرام را تناول كند . 3 - باغى مرده خوار و يا لذت‌بر از آنست و عادى آنكه بيش از اندازه سيرى از آن بخورد ، و دانستن در اخبار تفسير آنها چيست . اضطرار ترس بر جانست از گرسنگى و تشنگى و آيا بايد ظن بتلف آيد يا ترس تنها بس است ؟ مورد اشكال است و بيشتر فقهاء ترس از بيمارى مهم يا فزونى آن و يا طول كشيدنش را مانند ترس بر جان دانند . و هم ترس از ناتوان شدن در راه رفتن لازم يا جدا ماندن از رفيقان سفر كه در جدائى آنها بر خود يا آبرو يا همراهانش ترسد ملحق بدان دانند و بسا ترس از تلف مال هم در برخى صور اضطرار باشد و شيخ در نهايه گفته روا نيست خوردن مردار جز براى ترس بر جان و در اين صورت بسدّ رمق اكتفاء كند و شكم را پر نكند ، و جمعى اصحاب موافق او شدند ،