خويشان خود و زنا با آنها دلير شود ، و چون مست گردد بسا به محرمان خاندانش بجهد و نفهمد ، مى بنوشنده خود جز بدى نيفزايد ( 324 - محاسن ) .
در كافى ( 6 : 242 فروع ) به دو سند مانندش آمده .
بيان : در قاموس گفته : كلب به حركت لام تشنگى و حرص و سختى و پر - خورى است كه سير نشود و فرياد سگ گزيده را هم گويند ، و ديوانگى و هارى سگ است بر اثر خوردن گوشت آدمى و جنون ماننديست كه بر اثر گزيدن سگ هار دچار آدمى شود - پايان - و گويا مقصود از آن در حديث تشنگى يا پرخورى يا ديوانگى مانند سگ هار گزيده است ، و جهيدن كنايه از جماع است و بسا مقصود از آن كشتن است و مقصود از حرم زنان او است چنانچه در قاموس است .
3 - در معانى الاخبار - 214 - بسندى از امام ششم عليه السّلام در قول خدا عزّ و جلّ «
فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ باغٍ وَ لا عادٍ
- 173 - البقرة - 125 - الانعام - فرمود :
باغى شورشى بر امام است و عادى راهزن كه مردار بر آنها حلال نيست .
و روايت شده كه عادى دزد است و باغى كسى كه دنبال شكار رفته و روانيست براشان كه در سفر نماز شكسته خوانند و در حال اضطرار مردار خورند .
5 - از عياشى : بسندى تا امام ششم عليه السّلام در تفسير همان آيه كه باغى ظالم است و عادى غاصب ( تفسير عياشى ج 1 ص 74 ) .
6 - ( و در عياشى بسندى تفسير آيه را برابر حديث شماره 3 - آورده ) .
7 - ( و در روايتى تفسير آن را برابر حديث شماره 4 - آورده ) .
8 - ( و در دعائم الاسلام بسندى تفسير آن را برابر حديث شماره 5 - آورده ) .
9 - و از همان بسندى از امام ششم عليه السّلام در تفسير قول خدا «
فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ باغٍ وَ لا عادٍ
» فرمود : باغى خارج بر امام است و عادى دزد است .
بيان : خلاصه مجموع اخبار اينست كه هر سفرى كه روا نباشد شكستگى در نماز و روزه براى گناه و تجاوز بودن آن سفر ، خوردن مردار هم براى ضرورت