تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 37

مساهمون:

ص٣٧
كه آيه پيش از تحريم خمر بوده و نسخ شده و اين دليل است كه مقصود از آن مى است و سكر بهر دو معنى آمده ، و گفتند : اگر مقصود مى هم باشد دليل جواز شرب آن نباشد زيرا ذكر آن بر سبيل عتاب است كه با منّت جمع شده پيش از تصريح بحرمت و معنى نسخ سكوت از بيان حرمت است و منافات ندارد با رواياتى كه آن هميشه حرام بوده و برابر كردنش با روزى خوب دليل زشتى آنست « كه در آن نشانه‌ها است براى مردمى كه ميفهمند » و خرد خود را به كار ميزنند «
وَ رَزَقَكُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ
» بيضاوى گفته : يعنى روزى شما كرده از لذتبخشها و حلالها كه روزى دنيا نمونه آنها است آيا بباطل كه بتهايند بگروند يا حرام كنند آنچه را خدا حلال كرده « بخوريد از آنچه كه خدا بشما روزى كرده ، گفته : آنها را واداشته به خوردن حلال خدا و شكر نعمتش پس از بازداشتن آنها از كفر و تهديد آنها بر آن سپس حرامها را بر آنها شمرده تا دانسته شود كه جز آنها حلال است ، وانگه تأكيد كرد آن را بنهى از حرام كردن حلال بدلخواه خودشان و فرمود « به زبان خود وصف نكنيد » چنانچه آنان گفتند ، آنچه در شكم اين چهارپايانست ويژه مردان ما است تا آخر آيه - . و روش گفتار و حصر در آغاز آيه دلالت دارند بر حصر محرمات به اين چهار كه ذكر كرده جز آنچه با دليل بدانها پيوسته مانند ، درنده‌ها ، و مقصود اينست كه نگوئيد : اين حلال است و اين حرام تا زبان شما دروغ باشد ، و اين در وصف زبانشان بدروغگوئى بسيار رسا است كه گوئيا دروغ نامعلوم است و زبان آنها آن را شرح ميدهد بدين سخن و از اين رو از سخن شيوا شمرده شده چنانچه گويند چهره او زيبائى را وصف مىكند ، چشمش جادو را بيان مىكند .
« لِتَفْتَرُوا »
بيان علت است نه غرض « ازواج » بمعنى اصناف است كه به يكديگر جفت ميشوند ، و نبات و شتّى بيان يا وصف ازواج هستند و مىشود شتّى وصف نبات باشد كه چون در اصل مصدر است مفرد و جمع در آن يكسانست يعنى پراكنده‌ها در صورت و عوارض و منافع كه برخى آدمى را شايد و برخى بهائم را و از
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 37 | العلامة المجلسي / محمد باقر كمره‌اى