« و مسخر كرد براتان كشتى تا بفرمانش در دريا روان باشد » يعنى بخواست او تا به همه جا « و مسخر كرد براتان نهرها را » و آنها را آماده بهرهگيرى شما ساخت و گفتند : معنى مسخر كردن آنها آموختن راه بهرهبرى از آنها است .
گويم : آيه دليل است بحلال بودن ثمرات آنچه از زمين برآيد و جواز خوردن و نوشيدن و پوشيدن آنها و جواز كشتيرانى و كشتى سوارى و جواز نوشيدن و وضوء و غسل از نهرها و ديگر بهرهها جز آنچه بدليل خارج شده و هم بجواز آبيارى كشت و درخت و پاشيدن بر زمين و انتفاعات ديگرى كه از آن نهى نشده .
« و ساختيم براى شما پيش از آن زمين را ، و زمين را كشيديم و بر آن لنگرها افكنديم از كوه و رويانديم در آن از هر چيز مناسب و ساختيم براى شما در آن وسائل زندگى » در مجمع است كه يعنى آفريديم براى شما در آن معيشت از كشت و گياه ، و گفتند : يعنى خوراكيها و نوشابهها كه بدان زندگى كنيد .
و گفتند ، مقصود تصرف در وسائل روزيست در مدت زندگى « و آنان كه شما روزى ده آنها نباشيد » يعنى شكارها و جانوران كه خدا آنها را روزى دهد نه شما . . .
« فَأَسْقَيْناكُمُوهُ »
يعنى آن را وسيله سيراب شدن شما ساختيم و شما نگهبان آن نباشيد بلكه خدايش در آسمان نگهدارد وانگه بزمينش بيارد و در آتش بدارد و با چشمهها به اندازه نيازتان برآرد .
« راستى شما را در چهارپايان عبرتيست » بيضاوى گفته : يعنى دليلى كه از نادانى برهاند و بدانش كشاند « بنوشانيم بشما از آنچه در شكم آنها است و اين بيان عبرتيست كه از ميان سرگين و خون شيرى پاك برآيد كه از برخى اجزاء خون تراود كه از اجزاء لطيف سرگين باشند از آن خوردنيها كه در شكمبه اندازهاى هضم شدند و از ابن عباس است كه چون چهارپا علف خورد و در شكمبهاش پخته شود فرودينش سرگين است و ميانه آن شير و بالايش خون ، و بسا اگر درست باشد مقصود اينست كه ميانه مايه شير است و زيرش مايه خونى كه غذاى تن است زيرا آنها در خود شكمبه پديد نشوند و تهنشين آن سرگين است و آنها را بدارد