تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦
يا محبوب بودن نزد آنها تا جايى كه يقين يا اطمينان دارد كه راضيند و اگر شك دارد حرام است و اگر خوراك از ديگريست يا از يكى از آنها رضاى او شرط است به تنهائى و اگر بىرضاى او دو تا با هم خورد حرام است و اجازه گرفتن از همخوراكها مستحب است و لازم نيست و اگر از خود او باشد كه مهمانشان كرده با هم خوردن بر او حرام نيست وانگه اگر خوراك كم است بهتر است كه با هم نخورند بملاحظه آنها و اگر فراوانست و فزونى دارد با هم خوردن باكى ندارد ولى ادب در خوراك بهر حال بهتر است و نبايد پرخورى كرد جز اينكه براى كارى شتابزده باشد . خطابى گفته : اين سخنها در زمان آنها بوده كه خوراك تنگ بوده و امّا امروزه نيازى به اجازه نيست و چنان نيست كه گفته بلكه حق همان است كه ما شرح كرديم زيرا ميزان عموم لفظ خبر است نه خصوصيت سبب با اينكه اين سبب ثابت نيست . . . 14 - در محاسن ( 527 ) بسندش از امام ششم عليه السّلام كه پنج تا از ميوه بهشتند در اين جهان انار ملس ، سيب اصفهان ، به ، انگور ، و رطب مشان . 15 - در مجالس ابن الشيخ ( 1 ر 379 ) بسندش تا امير المؤمنين عليه السّلام كه چهار تا از بهشت فرود آمده : انگور رازقى ، رطب مشان ، انگور ملس ، سيب شعشعانى يعنى شامى و در خبر ديگر ، به . توضيح : كلينى روايت يكم را از عدّه از برقى آورده و در يك نسخه بجاى ملاسى امليسى است و آن روشنتر است ، در قاموس گفته : امليس و امليسه دشت بىگياه است و گويا انار املسى بدان منسوبست پايان - و نزد ما ملس معروف است و آن انار بىدانه است و املسى بدان تفسير شده ، و در بحر الجواهر و در يك نسخه بجاى اصفهانى « شفان » آمده و معنى مناسبى برايش نيافتم ، در قاموس گفته : غداة ذات شفان يعنى بامداد سرد و باددار ، در بسيارى نسخ كافى شيسقان آمده كه معنائى برايش نيافتم در لغت ، و در يك نسخه شيسقانست و در قاموس آن را دو كوه يا جايى نزديك مدينه تفسير كرده و گويم