حلال است و چون پسر بچه نيروى ذبح دارد و نام خدا برد ذبيحه او حلال است و اگر مسلمان تسميه فراموش كرد باكى بذبيحه او نيست اگر متهمش ندانى ( 1 / 375 ) .
بيان : يعنى متهم به ترك عمدى آن نباشد براى اينكه آن را واجب نميداند و از روى مصلحت دعوى فراموشى كند و دليل است بر عدم اعتماد بر ذبح كسى كه بسم اللَّه را واجب نداند و گويا حمل بر استحباب شود و صدوق در فقيه ( 3 / 211 ) بسندش از امام ششم عليه السّلام آورده كه پرسش شد از مردى كه سر بريده و بسم اللَّه را فراموش كرده ، ذبيحه او حلال است ؟ فرمود : آرى اگر متهم نباشد و خوب سر برد پيش از آن ، و من در كلام اصحاب قيد عدم تهمت را نديدم و احوط رعايت آن است .
14 - عياشى : از عمران كه شنيدم امام ششم عليه السّلام در باره ذبيحه ناصبى و يهودى ميفرمود : مخور تا بشنوى كه نام خدا برد آيا نشنيدى قول خدا را
« وَ لا تَأْكُلُوا مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ
» ( 1 / 375 ) .
15 - در سرائر : بسندش از محمّد بن مسلم كه شنيدم امام پنجم عليه السّلام ميفرمود هر كه را شنيدى بسم اللَّه گويد ذبيحه او را بخور ( مستطرفات ، 490 ) .
16 - در كشى : بسندى تا ابن ابى عمير كه ابن ابى يعفور و معلّى بن خنيس در نيل بودند به زمان امام ششم عليه السّلام و اختلاف كردند در ذبائح يهود و معلّى خورد و ابن ابى يعفور نخورد و چون نزد امام عليه السّلام آمدند به او گزارش دادند و كار ابن ابى يعفور را پسنديد و معلّى را خطاكار شمرد در خوردن آن ( 248 رجال كشى ) ، بيان : اين برعكس روايت مفيد و سيد است در باره معلّى و يكى از آن دو از اشتباه راويان است و در روايت كافى و تهذيب كه گذشت نامى از معلّى در آخر خبر نيست بلكه همين است كه كدام شما نخورده و او گفت : من و امام فرمود :
احسنت و منافات با اين روايت ندارد .
17 - در كفايه : بسندى از يونس بن ظبيان كه امام صادق عليه السّلام به او فرمود :