تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
و يا براى اينست كه بشرائط ذمه عمل نميكردند چنانچه روايت است كه عمر عشر بدهى آنها را دو برابر كرد و جزيه را از آنها برداشت يا براى اينست كه از مسلمانى ترسا شدند و در حكم مرتدند چنانچه شهيد ثانى گفته ، و شيخ در خلاف گفته : چون گوئيم ذبائح اهل كتاب و مخالفان اسلام حرام است ذبائح ترسايان تغلب را هم فراگيرد كه شافعى در باره آنها با ما موافق است و ابو حنيفه ذبائح آنها را حلال داند ، و دليل ما همان دليلها است كه پيش گفتيم . و بعلاوه على عليه السّلام و عمر هم ذبيحه آنها را حرام كردند و مخالفى ندارند و از ابن عباس دو روايت است - پايان - . و آنچه از كلام شافعيه در اين باره برآيد اينست كه گفتند زن كتابيه‌اى كه مسلمان به پندار آنان مىتواند بزنى گيرد يا از نژاد اسرائيل است يا نه اگر نباشد و از آنها باشد كه دانى پيش از تحريف و نسخ دين پيرو آن شده جواز نكاحش نزد آنها دو قول دارد و بيشتر جواز گويند . و اگر از آنها است كه پس از تحريف و پيش از نسخ بدان گرائيده اگر حقش را گيرند و از تحريف شده دست برگيرند حكم پيش از تحريف دارند و اگر بتحريف شده گرايند در جواز دو قول است اشهر منع است ولى جزيه آنها پذيرفته است و اگر از آنهايند كه پس از تحريف و نسخ هر دو بدان دين در آمدند نكاح نشوند و آنان كه پس از بعثت عيسى عليه السّلام يهودى شدند بنا بر مشهور نزد آنها عدم جواز نكاح است و ناپذيرى جزيه هم . و اگر حال آنها معلوم نيست نكاح آنها مورد احتياط است ولى جزيه آنها پذيرفته است به حكم احتياط در خون ، گفتند : صحابه در باره ترسايان عرب چنين قضاوت كردند كه قبيله بهراء و تنوخ و تغلب بودند و اگر كتابيه از نژاد اسرائيل باشد نكاحش را مطلقاً جائز دانند بىتوجه باينكه پدرانش پيش از تحريف بدان دين شدند يا پس از آن و اما اگر پس از نسخ و بعثت پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم بدين يهود يا ترسا گرائيدند فرقى ميان نژاد اسرائيل و جز آن نيست اين گفته شافعيه است و براى