و ندانند قصابها چونش سر بريدند و بدان باكى ندانست با عدم اطلاع بر ذبح آن بر خلاف سنت .
25 - و از او عليه السّلام كه ذبائح ترسايان عرب را بد ميداشت .
26 - و از على عليه السّلام كه قربانى مسلمان را جز مسلمان نكشد و هنگام كشتنش گويد : بسم اللَّه و اللَّه اكبر
وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ حَنِيفاً
مسلما
وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ
،
إِنَّ صَلاتِي وَ نُسُكِي وَ مَحْيايَ وَ مَماتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ ، لا شَرِيكَ لَهُ وَ بِذلِكَ أُمِرْتُ وَ أَنَا أَوَّلُ الْمُسْلِمِينَ
( 2 ص 183 ) .
باب دهم : در حكم بچه شكمى
1 - قرب الاسناد : ( 51 ط نجف ) بسندش از امام پنجم عليه السّلام كه در بچه شكمى فرمود : اگر مو برآورده بخور و گر نه مخور .
2 - و از همان : بسندش از على بن جعفر از برادرش موسى عليه السّلام كه پرسيدمش از گوسفندى كه بچهاى پس از مرگش از شكمش برآيد شايد كه آن بچه را خورد ؟
فرمود : باكى ندارد ( 116 ط نجف ) .
3 - در عيون : بسند پيش كه در آنچه امام رضا عليه السّلام بمأمون نوشت بود :
كه تذكيه بچه شكمى همان تذكيه مادرش است هر گاه مو و كرك برآورده باشد ( 2 ص 124 ) .
4 - در تفسير : على بن ابراهيم در تفسير قول خدا تعالى « حلال است بر شما بهيمه انعام الخ » بچه شكمى كه كرك و مو برآورده تذكيهاش تذكيه مادرش است اينست كه خدا قصد كرده ( 148 ) .
5 - عياشى : ( از يكى از دو امام همين تفسير را براى آيه آورده ) ( 1 ص 289 ) .
6 - ( و از امام پنجم عليه السّلام هم اين تفسير را نقل كرده و افزوده كه امير المؤمنين عليه السّلام فرمان ميداد به فروش بچههاى شكمى .