دارند ، گفتم : قربانت من ميخواهم آن را بنويسم فرمود : بنويس نوح ايوا داينوار يلهين مالحوا اشرسوا اورضوا بنواموا شتودعال اسحطوا ( 333 ) .
بيان : يعنى از خدا فرماندارند كه چنين گويند و من گويم اين عبارت بلفظ عبرى است و آن را در نسخههاى بصائر چنين يافتم و از راويان تصحيف فراوان دارد چون اين زبان را نميدانستند و آنچه از شناساى به زبان آنها شنيدم كه از علماى خودشان بود اينست كه دعاء يهود بر ذبيحه چنين است :
آن را با شرحش آوردم : باروخ مباركى آتا : تو . ادوناى خدا الوهنونا معبودا ملخ عولام پروردگار جهانيان اشير : آنكه قدوسنو تقديس كرديم بمصيوتا و بفرمانهايش ومنواتو ، و فرمانداد ما را على هشحيطا . بر ذبح .
20 - دعائم : از ابى جعفر بن محمّد عليهما السّلام كه رخصت داد در خوردن خوراك اهل كتاب و فرقههاى ديگر به شرط كه در خوراك ذبيحه نباشد ( 1 ر 126 ) .
21 - و از ابى جعفر محمّد بن على عليه السّلام كه چون دانسته شود در آن ذبيحه است مخور .
بيان : اين اشاره است باينكه ذبيحه در آنست و نخست بر اينكه ملاقات آنها با آن خوراك به رطوبت معلوم نيست .
22 - در دعائم : از ابى جعفر عليه السّلام كه پرسش شد از ذبيحه يهودى و ترسا و گبر و ذبيحههاى مخالفان و خواند قول خدا عزّ و جلّ را «
فَكُلُوا مِمَّا ذُكِرَ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ
» و فرمود : چون شنيديد نام خدا را برند بخوريد و آنچه بىنام خدا باشد مخوريد ، و هر كه متهم است به ترك تسميه و آن را واجب نداند نبايد ذبيحهاش را خورد جز كه در هنگام ذبح او را ببيند و بر سنت ذبح كند و نام خدا برد بر آن و اگر نديده ذبح كند خورده نشود ( 2 ر 177 ) .
23 - و روايت داريم از ابى جعفر عليه السّلام كه ذبيحه يهودى و ترسا و گبر و ذبائح مخالفان حرام هستند ، و روايت نخست شاذّ است و بدان عمل نشود .
24 - و از جعفر بن محمّد عليه السّلام كه پرسش شد از گوشتى كه در بازارها فروشند