تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
است ميان مردم ، و مقصود اينست كه من از علماء جيره خوار مردم نيستم تا بدلخواه آنها فتوى بدهم . 5 - لا يردّ با ياء دو نقطه و تشديد دال باشد چنانچه محدّث استرآبادى نسخه ( عن ) را بدان خوانده و گفته : گويا مقصود اينست كه من گفته مخور را براى شما از دوش خود برندارم و بىضرورت تقيه خلاف حق نگويم ، و مىشود توجيه‌هاى ديگر نمود كه دور باورترند از آنچه گفته شد و بيان آنها فائده‌اى ندارد و خدا مراد آنها را داند .

اخبار باب

1 - در طرابلسياتست كه ابو بصير و زراره روايت كردند كه پرسش شد امام ششم عليه السّلام از ذبيحه اهل كتاب و آنها را آزاد دانست . 2 - در هدايه : ذبيحه يهودى و نصرانى خورده نشود جز شنوند كه نام خدا بر آن برند ( 79 ) . بيانيست : شيخ در تهذيب ( ج 9 / 70 - 71 ) پس از ذكر برخى اخبار كه دلالت بر حلالى ذبايح اهل كتاب دارند گفته : نخست اعتراض به اين اخبار اينست كه برابر آن همه اخبار حرمت نيستند چون آنها بيشند و بايد براى بيش دست از كم كشيد چنانچه در جاى خودش بيان شد . 2 - هر كس اين اخبار را آورده اخبار حرمت را هم آورده كه پيش گفتيم . 3 - اگر همه آنها را بپذيريم دو توجيه دارند اول اينكه مقصود از آنها حال ضرورت است نه اختيار و در حال ضرورت مردار هم حلال است تا چه رسد به ذبيحه نامسلمان . و دليلش روايت مسند از زكريا بن آدم است كه از امام رضا عليه السّلام كه فرمودش : منت نهى كنم از خوردن ذبيحه هر كه بر خلاف آنست كه تو و يارانت عقيده داريد مگر بهنگام ضرورت بدان . . دوم : اينكه اين اخبار از راه تقيه باشند چون موافق عقيدهء مخالفان است كه ذبيحه را حلال دانند و دليلش روايت مسند از ابن ابى غيلان