كه بكوهستان رفت و آمد كنيم و راه دور است و فرسنگها است و رمهها بخريم يكى دو تا ، سه تا كه هر رمه 1500 ، 1600 ، 1700 - گوسفند است ، و يك گوسفند ، دو تا يا سه تا واماند و از شبانانى كه آنها را بياورند پرسش كنيم و گويند ترسائيم شما چه فرمائيد در باره ذبائح يهود و ترسايان .
فرمود : اى حسين اين موضوع ذبيحه است و نميشود اطمينان كرد بر آن جز كه كشنده يگانه پرست باشد سپس حنان امام ششم عليه السّلام را ملاقات كرد و گفت حسين بن منذر از شما روايت كرده كه فرموديد بر ذبيحه اطمينان نيست جز اينكه كشنده يگانه پرست باشد و نام خدا برد ، فرمود : راستش ترسايان بدعتى در باره آن نهادند گويد : از يك ترسا پرسيدم شما در ذبح چه ميگوئيد ؟ گفت : گوئيم بنام مسيح .
تبيان : در كافى مانندش آمده ( ج 6 ص 239 ) تا فرموده ، اى حسين ذبيحه به تسميه باشد و اعتماد بر آن نيست جز از يگانه پرستان ، و از همان كافى است از حنان كه به امام ششم عليه السّلام گفت حسين بن منذر - تا فرموده : راستى كه آنها در آن بدعتى نهادند كه نخواهمش ، و در برخى نسخهها است كه : نامش را نبرم تا آخر خبر .
سپس در رساله نامبرده گفته : بسند ديگر مانند حديث نخست را روايت دارم و در طرابلسيات بسندش از حسين بن عبد اللّه كه : معلى بن خنيس و عبد اللَّه بن يعفور با هم يار شدند و يكيشان از ذبيحه يهود و نصارى خورد و ديگرى نخورد و چون نزد امام ششم با هم شدند به آن حضرت گزارش دادند و فرمود : كدام شما نخورده ؟ معلّى گفت : من فرمود . احسنت .
و از همان رساله و طرابلسيات : بسندى از امام ششم عليه السّلام كه : دو مرد كه بگمانم اهل جبل بودند نزد من آمدند و يكيشان از من در باره ذبيحه اهل كتاب پرسيد و در دل خود گفتم به گردن نگيرم كه براى شما دل خنكى فراهم كنم مخور ، محمّد بن يحيى گفت من از امام ششم عليه السّلام ذبيحه يهود و ترسا را پرسيدم فرمود : مخور .
تبيان : اين خبر در تهذيب به همين سند از حسين بن سعيد روايت شده
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 209
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٠٩