ذبيحه اهل كتاب رسيده با طرقى روشن و اسنادى مشهور كه اهل ستر و ثقه و حفظ و امانت از هم نقل كردند و عمل بدانها واجب است چون خبرش متواتر است و واجب العمل نزد اهل تامّل و نظر و حكم ما در حرمت ذبيحه اهل كتاب ثابت شد و الحمد للَّه .
و كميابى از فقهاء شيعه بر خلاف مذهب ما ذبيحه اهل كتاب را حلال دانستند بدليل روايت ابى بصير و زراره كه از امام ششم عليه السّلام پرسش شد از ذبيحه اهل كتاب و آن را آزاد دانست ، و تفسير اين روايت دو راه دارد 1 - تقيه از سلطان و ترس بر شيعيان از ستم اهل ظلم و عدوان زيرا قول بحرمتش خلاف عقيده جمعى از ناصبيان بوده و ضدّ فتواى سلطان زمان و قاضيان و حكام او .
2 - تفسير بروايت منقوله از وهب كه پرسيدم امام ششم عليه السّلام را از ذبائح اهل كتاب و فرمود باكى ندارد چون نام خدا بر آن برند و مقصودش كسانى از آنان بود كه بر روش موسى و عيسى عليهما السّلام باشند و شرط كرد بر آنها كه نام خدا برند تا درست باشد ، و ما البته بيان كرديم كه تسميه از كافرى كه خدا نشناسد نميشود زيرا قصد او جز خداى يگانه است و باز هم شرط كرد كه بايد پيرو موسى و عيسى باشد و اين شرط نباشد جز در كسى كه بمحمّد صلى اللَّه عليه و آله ايمان آورده و در پذيرش او پيرو موسى و عيسى عليهما السّلام شده و عقيده به نبوت او دارد و اين ضد مذهب اين ناتوان كمياب است و اللَّه الموفق للصواب - پايان .
و من گويم : خلاصه گفتار در اين باره اينست كه فقهاء شيعه بلكه همه مسلمانان اتفاق دارند بر حرمت ذبيحه جز اهل كتاب از كفار چه بت پرست باشد و چه آتش پرست و چه مرتد و چه منتحل اسلام مانند غلات و جز آنان و در باره ذبيحه اهل كتاب اصحاب خلاف دارند و بيشتر حرمت آن را گفتند .
و جمعى چون ابن عقيل و ابن جنيد و شيخ صدوق - ره - حلال دانند ولى صدوق شرط كرده كه بايد بسم اللَّه گفتن آنان را بشنود و آنها را با گبر يكى دانسته و ابن عقيل تصريح دارد بحرمت ذبيحه گبر و حليت را مخصوص يهود و نصارى دانسته و مقيد هم نكرده كه اهل ذمه باشند و همچنين دو تاى ديگر و منشأ اين خلاف
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 206
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٠٦