تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
شىء » باشد ، مقصود صورتيست كه تذكيه شدند و اين دومى اظهر و انسب است بدنباله حديث و بهر تقدير عموم حديث تخصيص خورده به سگ و مسوخ و حيوانات حرام گوشت ديگر ، و مقصود از ذبح خوب بريدن همه رگهاى لازم است كه اعضاء ذبحند و دلالت دارد كه هر گاه پس از ذبح كامل و پيش از جاندادن آفت مهلكى دچار ذبيحه شود باعث حرمتش نميشود . در تحرير گفته : هر گاه اعضاء ذبح را بريده و پس از آن مذبوح پيش از جاندادن در آب افتد يا لگد كشنده‌اى به دو رسد حرام نگردد . 29 - عياشى - 393 تفسيرش - از حسن بن على وشّاء از امام هشتم عليه السّلام كه شنيدمش ميفرمود : پرت شده ، شاخ خورده و درنده خورده را اگر تذكيه‌اش را دريافتى از آن بخور . 30 - و از همان بسندش از امام ششم عليه السّلام در تفسير قول خدا « و المنخنقة » فرمود : آنكه در بند خود خفه شده « و الموقوذة » آنكه بيمار است و درد ذبح نيابد و پريشان نگردد و خونش بيرون نيايد « و المتردّية » آنكه از پشت بام يا مانندش پرت شود « و النطيحة » آنكه يارش آن را شاخ زند . 31 - عياشى - 375 تفسيرش - از محمّد بن مسلم كه پرسيدمش از مرديكه سر برد و لا إله الا اللَّه يا سبحان اللَّه يا الحمد اللَّه يا اللَّه اكبر گويد ، فرمود : اينها همه از نامبردن خدا است . 32 - عياشى - 375 - از ابن سنان كه پرسيدم از امام ششم از ذبيحه زن و پسر بچه كه حلالند ، فرمود : آرى چون زن مسلمان باشد و نام خدا بر ذبيحه‌اش حلال است ، و چون پسر بچه بر ذبح توانا باشد و نام خدا برد ذبيحه‌اش حلال است و اگر مرد مسلمان باشد و يادش رود كه نام خدا برد باكى ندارد چون متهمش ندانى . بيان : خلافى نيست در حلال نبودن ذبيحه ديوانه و بچه بىتميز و نه در حلال بودن ذبيحه بچه پسر با تميز كه خوب سر برد و نام خدا برد ، و در برخى اخبار است كه چون متحرك باشد و قدّش پنج وجب باشد و تواند كارد بكشد و گويا اين اوصاف