براى بيان توانائى و تميز است ، در برخى اخبار مقيد شده بنگرانى از تلف ذبيحه و نبودن جز پسر بچه ، و در برخى بضرورت ذبح او ، و گويا حمل شوند بر كراهت در صورت عدم ضرورت و اصحاب اين را نگفتند و احوط عمل بدانها است ، اينكه فرمود : « چون متهمش ندانى » يعنى مخالف و بىعقيده بوجوب تسميه نباشد تا او را متهم به ترك عمدى دانى .
33 - در تفسير امام - 245 تفسير عسكرى - خدا فرموده « همانا حرام است بر شما مردار » كه خود بىذبح شرعى جانداده « و خون و گوشت خوك » كه آن را بخوريد « و آنچه كشتهشدهء بنام جز خدا » از قربانى كافران كه بنام بتان خود كشند كه در برابر خدا آنها را پرستند .
34 - نجاشى : بسندى كه شنيدم جارود ، باز ميگفت : مردى از بنى رباح بنام سحيم بن اثيل با غالب پدر فرزدق مسابقه داد در پشت كوفه كه صد شتر خود را كه بر سر آب آيند پى كنند ، و چون بر سر آب آمدند و شمشير ميان شترها نهادند و آنها را پى كردند و مردم با الاغ و استر بيرون شدند براى گوشت آنها گفت :
على عليه السّلام در كوفه بود و سوار بر استر رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم نزد ما آمد و فرياد ميزد :
ايها الناس از گوشت اينها مخوريد همانا بنام جز خدا كشته شدند .
توضيح : منافرت بمعنى مسابقه و مفاخره در خانواده يا كرم و سخاوت بوده . . .
و در نهايه است كه در حديث ابى ذر آمده برادرم انيس با فلان شاعر مسابقه داد چون مسابقه دو مرد كه با هم تفاخر كنند و يكى را ميان خود حكم سازند ، مقصودش اينست تفاخر كردند در اينكه كدام بهتر شعر ميسرايند . . .
و روشنتر اينست كه با هم تفاخر كردند و گرو بستند هر كه محكوم شد صد شتر خود را پى كند «
أُهِلَّ بِهِ لِغَيْرِ اللَّهِ
» شايد مقصود اينست كه اين شتران بمراهنه دريافت شدند و مانند قمار حلال نيستند ، و حمل شود بر اينكه پس از پى شدن آنها را نحر كردند ، يا آن حضرت يك سبب حرمت را بيان كرده و مقصود اينست كه اين شترها رمخورده بودند و نام خدا بر آنها برده نشده از اين رو علت را بسم اللَّه نگفتن آورده و گويا معنى نخست روشنتر است .