تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
با آنچه پرستش ديوان و بتانست ، زيرا در نام بردن خدا عزّ و جلّ بر ذبيحه اعتراف به پروردگارى و يگانگى او است و در قربانى براى جز او شرك است و تقرب به ديگران و براى اينكه در ذكر خدا بر ذبيحه فرقى باشد ميان آنچه حلال كرده و آنچه حرام كرده . توضيح : گويا اينكه فرموده « حرّم
ما أُهِلَّ بِهِ »
تا كلمه « محللة » علت وجوب نامبردن خداى سبحانست بر ذبائح و مقصود اينست كه چون بزرگترين اصول دين اعتراف به خدا است و تكرار نامش مايه پابرجائى اين عقيده است و اعلام آن پايه مسلمانيست و ذبح مورد نياز مردم است و مكرّر مىشود از اين رو خدا بر بنده‌ها واجب كرده كه نزد آن اعتراف بوى نمايند ، و دنباله سخن بيان علت حرمت نامبردن جز خدا است بر ذبيحه چون كه خلاف اين مقصد را در بر دارد و اعلام بت‌پرستى است و ذبيحه با آن حرام شده تا مردم از آن منزجر شوند ، و « ليكون ذكر اللَّه » نتيجه مقدمات گذشته است ، و اللَّه يعلم . 27 - عياشى - 1 : 47 تفسير - از يونس بن يعقوب كه به امام ششم عليه السّلام گفتم : اهل مكه گاوى را از گودى گلو ذبح كنند چه فرمائى در خوردن گوشتشان گويد اندكى خاموش ماند وانگه فرمود خدا فرموده «
فَذَبَحُوها وَ ما كادُوا يَفْعَلُونَ
» مخور مگر آنچه از محلّ ذبحش ذبح شود . 28 - و از همان : بسندش از امام پنجم عليه السّلام كه بخور هر چه از جاندارانست جز خوك و شاخ زده و كوبيده شده و پرت شده و درنده خورده و آنست مقصود از فرموده خدا
« إِلَّا ما ذَكَّيْتُمْ »
و اگر يكى از اينها را دريافتى كه چشمش ميگردد يا ايستاده ميدود يا دمش را به خود ميگيرد و سرش را بريدى بتذكيه آن رسيدى بخورش كه حلال است ، و اگر حيوانى را خوب ذبح كردى و پس از آن در آتش يا آب افتاد يا از پشت بام يا سر كوه پرت شد و خوب ذبحش كردى بخور حلال است . بيان : اگر « النطيحه » عطف به خنزير باشد مقصود از آن و ما بعدش صورت عدم رسيدن بتذكيه آنها است كه مردارند و حرام و اگر عطف به حيوان يا « كل