كه بسا فرق باشد ميان دندان و ناخن پيوسته به بدن و جدا از آن از اين رو كه در صورت جدائى مانند ابزار برش ديگرند بخلاف پيوسته به بدن كه بريدن با آنها نام ذبح به خود نگيرد و به خوردن جاندار زنده ماند و تيكه كردن آن ، و مايه تذكيه ذبح است و نهى در خبر را بر آن حمل بايد كرد براى جمع ميان اخبار ، و شهيد در شرح منع از تذكيه با دندان و ناخن را مطلقا اقرب دانسته به حكم حديث گذشته و آن را با استخوان و جز دندان و ناخن جائز شمرده براى جمع ميان دو خبر ولى اعتراض باينكه در خبر منع علت عدم جواز ذبح با دندان را استخوان بودنش آورده بجا ميماند .
در روضه گفته : بر فرض جواز ذبح با دندان و ناخن آيا با برندههاى ديگر جز آهن در يك درجهاند يا درجه آنها پس از برندههاى ديگر است مطلقاً كه ضرورت در ضرورت باشد ، مقتضاى استدلال به دو حديث همان احتمال نخست است كه با برندههاى ديگر همدرجهاند ، ولى در دروس جواز را مطلقا اقرب دانسته با نبودن برنده ديگر ، و ظاهر وابستن جواز آنها را بر ضرورت در اينجا هم همين است ، زيرا با وجود برنده ديگر ضرورتى در ميان نيست و اين اولى است ، پايان .
گويم : فرق ميان دندان و ناخن پيوسته و جدا گويا از عامه گرفته شده و در كلام فقهاء شيعه نديدم گرچه راهى دارد .
اخبار باب
1 - در قرب الاسناد - 51 - بسندش تا على عليه السّلام كه هر جاندار خانگى كه در چاه پرت شود و دسترسى بجاى نحرش نباشد آن را از هر جاى تنش توانند نحر كنند و بر آن نام خدا برند حلال است فرمود : از على عليه السّلام پرسيدند از آنچه بر روى جاى نحرش پرت شد و بريده شود با گفتن نام خدا فرمود : باكى