دلالت خبر اول بر اكتفاء بدان بمنطوق كه مقدم بر مفهوم است .
سوّم : مفهوم خبر دوّم اينست كه با نبريدن اوداج باسى هست و آن اعم از حرمت است و مىشود حمل بر كراهت شود .
4 - فرى اوداج بريدن كلى آنها نيست كه مشهور معتبر دانند چون فرى بمعنى شكافتن است نه بريدن ، هروى در شرح حديث ابن عباس كه « كلّ ما افرى الاوداج » گفته يعنى هر چه اوداج را بشكافد و خونشان را برآورد در مسالك پس از ذكر اين وجه و وجه دوّم گفته : البته روشن شد كه شرط بودن بريدن چهار رگ دليلى ندارد جز شهرت ، و اگر به اين دو روايت عمل شود تنها بريدن ناى بس است يا بريدن رگها باندازهاى كه خونريزند گر چه تمام بريده نشوند ، جز اينكه اين دوّمى قائلى از اصحاب ندارد ، آرى مذهب برخى عامه است ، در مختلف پس از نقل دو خبر گفته : اين اصحّ آنچه است كه در اين باره بما رسيده و دلالت ندارد بر لزوم بريدن بيش از حلقوم و رگها و مقصودش اينست كه بريدن روده سرخه دليل ندارد ، زيرا اگر كلمه اوداج شامل آن هم باشد ديگر چيزى نميماند و از آن قول ديگر برآيد كه بريدن ناى و دو رگ باشد ولى شناختى كه روايت دلالت بر بريدن كلى رگها ندارد ، و كلمه اوداج بلفظ جمع بر هر چهار اطلاق شود و تفسيرش به دو رگ و ناى خوش نيست ، و بهتر تقرير پابندى بقول مشهور احوط باشد - پايان - .
و گويم : اطلاق اوداج بر هر چهار مجاز است در تعبير فقهاء و مجاز منعى ندارد و بسا به سه اطلاق شده باشد بلكه آن به معنى حقيقى نزديكتر است .
و اين قول و قول ابن جنيد و قول به تخيير كه پيش گفتيم همه موافق ترند با عموم آيات از قول مشهور چون عموم
« فَكُلُوا مِمَّا ذُكِرَ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ
» همه را فرا دارد و هم آيه
« إِلَّا ما ذَكَّيْتُمْ »
بعلاوه تذكيه جز ذبح يا نحر نباشد ، و ثابت نشده كه در معنى مشهور حقيقت شرعيه باشد .
راغب در مفردات گفته : حقيقت تذكيه برآوردن حرارت غريزيه است