تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
ولى در شرع خاص بمعنى جان ستاندنست بوجه مخصوصى و دليل بر اين بازگيرى اينست كه به مرده خامد و هامد گويند و به آتش خاموش مرده گويند و گفته : ذبح شكافتن حلقوم جاندارانست و در صحاح گفته : تذكيه ذبح است و ذبح شكافتن است ، و ظاهر اينست كه تذكيه و ذبح در لغت و عرف به همان بريدن ناى يا دو رگ محقق شوند . 8 - از آيات استفاده شود كه تذكيه با هر ابزار برنده تحقق پذير است جز آنكه گويند از مطلق فرد شايع و غالب فهم شود كه همان سر بريدن با ابزار آهنى است ولى اصحاب اتفاق دارند كه تذكيه شرعيه تنها بابزار آهنى صحيح است در صورتى كه بدان دسترسى باشد و جز آن كافى نيست گرچه از اجناس معدنى طبيعى باشد مانند مس ، قلع ، نقره و طلا و جز آنها ولى در صورت اضطرار و نبودن ابزار آهنى تذكيه با هر ابزار برنده سر ذبيحه را تجويز كردند گرچه چوب يا نى يا سنگ باشد جز دندان و ناخن و بر آن دعوى اجماع كردند ، اخبار بسيارى هم دلالت دارند بر اينكه تذكيه در حال اختيار با جز آهن نشود و در حال اضطرار با جز دندان و ناخن صحيح است ، و صحت تذكيه با اين دو در حال اضطرار دو قول دارد يكى عدم صحت كه شيخ در مبسوط و خلاف گفته و دعوى اجماع ما را بر آن نموده و روايت رافع بن خديج را دليل آن آورده كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم فرمود : هر چه خون را به خوبى روان سازد و نام خدا بر آن برده شود بخوريد جز آنچه با دندان يا ناخن باشد و البته داستان اين دو را براى شما بگويم اما دندان استخوان آدمى است و اما ناخن كارد مردم حبشه است . دوّم جواز است كه ابن ادريس و بيشتر متاخرين بدان رفتند به حكم اصل و عدم ثبوت مانع زيرا خبرش از عامّه است و بىاعتبار است با اينكه جواز ذبح به استخوان صريح صحيحه شحام است كه گذشت و در اين روايت علت عدم جواز ذبح با سن را به استخوان بودنش دانسته و با آن خبر معارض است و آن خبر صحيح بر آن مقدم شود يا خبر منع حمل بر كراهت گردد ، در مسالك چنين گفته و افزوده