«
فَلا إِثْمَ عَلَيْهِ
» طبرسى - ره - در ( 1 : 257 مجمع ) گفته : يعنى باكى بر او نيست و اين واژه را آورده براى بيان اينكه در اصل مباح نيست و براى رفع حرج مباح شده «
إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ
» آمرزش را آورده براى دو چيز يا براى بيان اينكه چون خدا گناه را آمرزد در مورد رخصت خود مؤاخذه نكند و يا براى نويد به آمرزش نسبت به آنچه در گذشته مرتكب آنچه خدا حرام كرده شدند از سائبه و مانندش - پايان - گويم : گرچه ظاهر برخى اخبار اختصاص حكم بضرورت گرسنگى و قحطى است ولى لفظ آيه شامل هر ضرورتيست از گرسنگى باشد يا ترس كشتن يا زيان بزرگ و تحمل ناپذير بحسب عادت .
«
كُلُّ الطَّعامِ
» در مجمع گفته : يعنى همه خوردنيها حلال بودند براى زادههاى اسرائيل كه يعقوب عليه السّلام است جز آنچه به خود حرام كرد و در بارهء آن اختلاف است به چند قول :
1 - يعقوب گرفتار بيمارى عرق النساء شد و نذر كرد كه اگر خدايش شفا دهد عروق و گوشت شتر را كه از همه خوردنىها دوستتر داشت بر خود حرام كند ، از ابن عباس و جز او .
2 - بر خود گوشت شتر را حرام كرده براى عبادت و از خدا خواست كه آن را اجازه كند و خدا آن را بر اولاد او حرام كرد ، از حسن .
3 - كبد و قلوه و پيه را بر خود حرام كرد جز پيه پشت ذبيحه را از عكرمه است .
و اختلاف است كه چگونه آن را بر خود حرام كرده ؟
قولى است كه باجتهاد خود و قولى است كه به نذر و قولى است كه نصّى به او رسيد و قولى است مانند زاهدان و آن را براى ترك لذت بر خود غدقن كرد « بيش از نزول تورات » يعنى هر خوراكى براى بنى اسرائيل حلال بود پيش از نزول تورات بر موسى كه آنچه بر آنها حرام شد در آن بيان گرديد ، و در باره آنچه پس از نزول تورات بر آنها حرام شده اختلاف است .