از سدّيست كه حرام هم آنها بود كه پيش از آن بر خود حرام دانستند به پيروى از پدرشان يعقوب و گفتند : خدا در تورات آنها را براشان حرام نكرد و همانا پس از تورات براى ستم و كفرشان بر آنها حرام كرد ، و شيوه اين بود كه چون بنى اسرائيل گناه بزرگى ميكردند خدا خوراك خوبى را بر آنها حرام ميكرد و دچار مرگشان مينمود و اينست كه خدا فرموده براى ستم از يهودان حرام كرديم بر آنها خوراكهاى خوبى كه حلال بود براشان 160 - النساء .
و گفتند : هيچ كدام آنها در تورات بر آنها حرام نشده و خودشان بر خود حرام كردند به پيروى از پدرشان يعقوب و حرمت را به خدا دروغ بستند و خداى تعالى آنها را تكذيب كرد و تورات را حجت آورد و فرمود : آن را بياورند و بخوانند زيرا در تورات بوده كه آنها به پيغمبران حلال بودند و همانا اسرائيل آن را بر خود غدقن كرد و جرأت نكردند تورات را بياورند چون راستگوئى پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله را ميدانستند و خود را دروغگو ميدانستند و اين دليل درستى نبوت آن حضرت صلى اللَّه عليه و آله بود . . .
گويم : ظاهر آيه بنا بر برخى وجوه گذشته حلال بودن هر آنچه است كه بر خود حرام كردند ، خوب بينديش «
أُحِلَّتْ لَكُمْ بَهِيمَةُ الْأَنْعامِ
» تفسيرش در باب انعام گذشت كه همه حلالند جز آنچه حرمتش بشما اعلام شود مانند ميته كه در آيه ديگر آمده « جز حلال از شكار » در حال احرام شما ، و تفسير آيات در باب حج بيايد ان شاء اللَّه تعالى .
« منخنقه » طبرسى - ره - گفته : جانورى كه سرش را ميان دو شاخه درخت كرده و خفه شده و مرده از سدى نقل است ، و از ضحاك كه گفته در دام شكارچى خفه شده و مرده و هم از قتاده است ، ابن عباس گفته : مردم جاهليت حيوان را خفه ميكردند و ميخوردند .
موقوذه : حيوانى كه بزنند تا بميرد « متردّيه » از ابن عباس است كه حيوانيست كه از كوه يا جاى بلندى پرت شود و يا در چاه افتد و بميرد ، و چون در چاه افتد و نشود سرش را بريد جائز است كه به دو نيزه فرو كنند و بجاى ديگر تنش جز حلقوم ضربت