تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨
در علل ( ج 2 ص 282 ) و در سرائر مانند آن نقل شده . بيان : دلالت دارد بجواز عمل بگفته طبيب ذمى و مراجعه به او و سلام به دو و دعاى بر او ، و شايد دو تاى اخير در صورت ضرورتست بلكه همه و نبايد اين كار دوستانه انجام شود چون از آن نهى شده ، و كلينى بروايت موثق ( ج 2 ص 649 كافى ) از امير المؤمنين عليه السّلام آورده كه سلام باهل كتاب ندهيد و اگر بشما سلام دادند در جواب بگوئيد « و عليكم » . و اين خبر بسند ديگر هم روايت شده . 4 - در علل ( ج 2 ص 151 ) : بسندش از جعفرى كه شنيدم امام هفتم عليه السّلام ميفرمود : تا توانيد مراجعه بپزشك را از خود دور داريد چون مانند ساختمانست كه كمش به بيش كشاند . بيان : يعنى مراجعه بپزشك در دردى اندك مايه دردى بزرگتر و درمانى بيشتر است . 5 - در خصال ( 13 ) : بسندش از امام ششم عليه السّلام : كه هر كه تندرستيش به بيمارى بچربد و با چيزى خود را درمان كند و بميرد من به خدا از او بيزارم . بيان : ظاهرش حرمت درمانيست تا بيمارى سخت نباشد و ناچار نشوند ولى خبر ضعيف است و بسا عمل به كراهت شود براى اطلاق برخى اخبار و احوط مراعات آنست . 6 - در طب الائمه ( 53 ) : بسندى تا كه از امام ششم عليه السّلام پرسش شده يا ابن رسول اللَّه ، مردى خود را داغ مىكند براى درمان و بسا بميرد و بسا به شود ، فرمود : در عهد رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله يكى از اصحابش را داغ كردند و آن حضرت بالاى سرش بود . و از همان : بسندش از محمّد بن مسلم كه از امام پنجم عليه السّلام پرسيدم آيا با داغ درمان شود ؟ فرمود : آرى ، خدا تعالى در دارو بركت ، درمان و خير