تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧

باب شصت و دوم : درمان شكم رفتن ، زحير ، درد معده ، سردى و سستى آن

1 - در محاسن . 502 - : بسندى از امام ششم عليه السّلام كه شكم رفتن گرفتم و گوشتم ريخت و به سختى از آن ناتوان شدم و در خاطرم افتاد كه برنج بگيرم و بشويم و بو دهم و نرمش سازم و كف كنم ، و گوشتم برجا شد و استخوانم سخت شد بر آن ، و پيوسته مردم مدينه مىآمدند و ميگفتند يا ابا عبد اللَّه از آنچه عراقيها برايت ميفرستند بما بده ، و از آن برايشان فرستادم . 2 - در محاسن - 503 - : بسندى از محمّد بن مروان كه نزد امام ششم عليه السّلام بودم و شكم رفتن شتابانى داشت ، و شام از نزد او برگشتم و از همه بر او نگرانتر بودم ، فردا نزد او رفتم و آرام شده بود گفتم ؟ قربانت : دى از برت رفتم و چه درد سختى داشتى ، فرمود : گفتم : اندازه‌اى برنج شسته شد و خشك شد و كوفته شد و از آن كف كردم و شكمم بسته شد . 3 - در محاسن - 504 - بسندش از امام ششم عليه السّلام كه شكمم درد آمد ، يكى به من گفت : برنج را بشو و در سايه خشك كن و نرم كن و در هر بامداد كفى از آن برگير ، اسحاق حريرى در آن افزوده كه كمى آن را بو بده . بيان : در كافى ( ج 6 ص 342 ) آن را بسندى از امام ششم آورده و از قول اسحاق جريرى افزوده كه كمى آن را بو بده و به وزن اوقيه باشد و آن را بنوش . در صحاح گفته : اوقيه در زبان حديث 40 درهم است ( قريب 25 مثقال ) و در گذشته چنين بوده ولى در عرف امروزه و اندازه پزشكان 10 و پنج هفتم درهم است ( قريب 6 مثقال ) . 4 - در محاسن ( . . ) بسندش از محمّد بن فيض كه نزد امام ششم عليه السّلام بودم ، مردى آمد و به او گفت دخترم لاغر شده ، شكم رفتن دارد ، فرمود : چه بازت دارد
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 137 | العلامة المجلسي / محمد باقر كمره‌اى