تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥

باب شصت و يكم : درمان ورم كبد ، دردهاى درون و پهلو

1 - در طب : از عبد اللَّه و حسين دو پسر بسطام كه احمد بن رياح پزشك اين داروها را بما ديكته كرد و گفت : آنها را به امام عليه السّلام نموده و او پسنديده براى درد پهلو : فلفل 4 مثقال ، زنجبيل ، دار فلفل ، بربخ ، بسباسه ، دارچينى از هر كدام 4 مثقال ، كره پاك خوب 45 مثقال ، شكر سفيد 36 مثقال بكوبند و از پارچه يا الك تنك درآرند و به او دو برابر وزن همه عسل بىكف معجون كنند ، و هر كه براى درد پهلو خواهد 3 مثقال بنوشد ، و براى سر قدم رفتن 7 تا 8 مثقال با آب نيم گرم بنوشد كه هر دردى را با خواست خدا بيرون كند ، و با اين دارو نيازى بداروى ديگر نيست ، و چون براى سر قدم رفتن نوشيد و بريده شد رويش عسل بنوشد كه خوبست و مجرّب . بيان : برنج چون هر قل داروئيست معروف براى اسهال از بلغم . . . 2 - در كافى ( 190 - روضه ) : بسندش كه يك غلامى نزد ابى الحسن عليه السّلام شكوه كرد و از حالش پرسيد گفتند : درد سپرز دارد فرمود : سه روز كرّاث ( تره ) به او بخورانيد ، و به دو خورانيدند و خون ايستاد و خوب شد . بيان : در قاموس گفته : قعد الدم يعنى آرام شد ، و گويا درد سپرزش از طغيان خون بوده كه بسا از آن مىشود ، و آنها گمان كردند از طحال است و اشتباه كردند ، يا مقصود اينست كه در حال بيرون رفتن خون برآورده چون در نهايه گويد : « نهى ان يقعد على القبر » يعنى بر قبر قضاى حاجت نكند . 3 - در مكارم 85 - امام صادق عليه السّلام فرمود . براى درد پهلو كاشم بنوشيد . 4 - در قصص : بسندى از عبد اللَّه بن سنان كه از امام ششم عليه السّلام پرسيد آيا بعيسى ميرسيد آنچه بآدميزاده‌ها رسد ؟ فرمود : آرى : البته درد سالمندان در خرد -