تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
ميان آنها برخاست و گفت : اى آقاى من : اين دختر من است و البته پادشاهان عرب خواستگار او بودند ولى مرا در ميان عشيره‌ام سر به زير كرده ، چون دوشيزه است و آبستن شده ، شما اين مشكل را حلّ كنيد ، على رو بدان دختر كرد كه اى دختر تو چه گوئى ؟ گفت : اى آقايم : هرگز خيانتى به خود راه نبرم ، علي عليه السّلام بمنبر برآمد و فرمود : قابله كوفه را حاضر كنيد ، زنى بنام ( لبناء ) كه قابله زنان كوفه بود آمد حضرت به دو فرمود : پرده‌اى برابر مردم بكش و اين دختر را معاينه كن كه دوشيزه ؟ آبستن است يا نه آن زن فرمان را انجام داد و بيرون آمد و گفت : اى آقايم دوشيزه است و آبستن فرمود : كدام شما هم اكنون ميتواند يك تيكه برف بياورد : ابو الجاريه گفت : برف در بلاد ما فراوانست ولى در اينجا بدان دسترسى نداريم ؟ عمّار گفت آن حضرت دست دراز كرد از بالاى منبر كوفه و برگردانيد و ناگاه در آن تيكه برفى بود كه از آن آب ميچكيد و سپس قابله را خواست و فرمود : اين تيكه برف را بگير و دختر را از مسجد بيرون بر و طشتى زيرش بگذار و اين برف را نزد فرج او بنه و البته يك زالو به وزن 750 درهم ( در حدود 400 مثقال ) بينى و همان را كرد و با دختر و آن زالو نزد آن حضرت عليه السّلام برگشت و چنان بود كه فرموده بود ، سپس به پدر دختر فرمود : دخترت را برگير كه به خدا زنا نكرده ولى در آبى رفته و اين زالو بدرونش خزيده و او بيست سال دارد و تا كنون در شكمش بزرگ شده . روايات طولانى و با الفاظ گوناگونند و ما به همان موضع اتفاق و نياز آن اكتفاء كرديم و اين دو روايت دلالت دارند كه اگر زالو در يكى از سوراخهاى تن خزند ممكن است بوسيله لجن و يا برفش بيرون كشيد .