به برخى از احاديث عمل كرده و برخى ديگر را ردّ نمودهاند .
امّا : اينكه وجه العمل آنها و يا وجهالرّدشان چيست ، نمىدانيم .
در نتيجه بر پايهء هر دو مبنا دست به توجيه زده ، مىگوئيم شايد :
1 - وجه العمل اين بوده كه يك دسته از احاديث متواتر و يا واحد مع القرينة القطعيه بوده است .
2 - و وجه الطرح اين بوده كه برخى اخبار ، خبر واحد مجرّد بوده است كه توجيه فوق با مبناى سيّد سازگار است . و يا اينكه بگوئيم شايد :
1 - وجه العمل و الطرح آن باشد كه آن بعض مورد عمل ، خبر واحد جامع الشرائط بوده و لذا اصحاب عمل نمودهاند ، و آن بعض مطروحه ، خبر واحد فاقد شرايط حجيّت بوده و لذا مورد اعراض اصحاب واقع شده ، كه توجيه مذكور با مبناى شيخ سازگار است .
نكته : اينكه هر دو توجيه محتمل بوده و هيچيك بر ديگرى اولويّت ندارد .
* پس مراد از عبارت ( نعم : قد يتفق دعوى الاجماع بملاحظة . . . ) چيست ؟
تبصره شيخ است بر توجيه خود و آن عبارتست از اينكه :
اين توجيه ما با تصريحات سيد مرتضى سازگار نمىباشد ، چرا كه وى تصريح نموده به اينكه اصحاب و علماء شيعه به شدت ، عمل به خبر واحد را انكار نمودهاند . پس معلوم مىشود كه ادّعاى اجماع سيّد مستند به تصريحات اصحاب است . حال اگر شيخ طوسى عمل الاصحاب به بعض الاخبار را ديده ، ولى سيّد از زبان آنها انكار فوق را شنيده ، پس بايد حق به جانب سيّد باشد .
* پس مراد از عبارت ( فلعلّ وجه عملهم بما عملوا . . . ) چيست ؟
اين است كه : تبصرهء فوق هم حق را به جانب سيد نمىبرد ، چرا كه شيخ مىگويد :
من نيز قبول دارم كه اصحاب عمل به اخبار آحاد را به شدّت انكار مىكردهاند و لكن اين شدّت انكار در مقام مخاصمه با عامّه بوده است .
به عبارت ديگر : اصحاب ما عمل به اخبارى را منع كردهاند كه راويان آنها از مخالفين بوده است آنهم در صورتى كه از جانب اصحاب ما ضدّ منقولات آنان نقل شده است .
* پس مراد از عبارت ( و استبعد صاحب المعالم . . . ) چيست ؟
بعيد شمردن صاحب معالم است توجيه شيخ انصارى و شيخ طوسى را .
وى مدّعى شده است كه حق با سيّد است چرا كه : اگر مراد فقها از اين شدت انكار ردّ بر عامّه باشد ما مىگوئيم : اصوليين شيعه در باب شرائط حجيّت خبر مىگويند : راوى بايد عادل باشد ، پس قول فاسق حجّت نيست و از نظر ما مخالفين فاسقند و قولشان حجّت نيست حال اين شرايط براى ردّ
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 95
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٩٥