تشريح المسائل
* به طور كلّى چه برداشتهايى از كلام شيخ طوسى در عدة الاصول صورت گرفته ؟
سه نوع برداشت شده است از جمله :
1 - برداشت صاحب معالم و برخى از اخباريين كه مىگويند :
نزاع ميان سيد و شيخ لفظى بوده و هر دو خبر واحد مع القرينه و نه خبر واحد مجرّد را حجّت مىدانند .
2 - برداشت محقّق اوّل كه مىگويد : نزاع ميان شيخ و سيد معنوى است ، منتهى نه در اين حدّ كه سيّد قائل به سلب كلّى و شيخ طرفدار ايجاب كلّى باشد ، بلكه شيخ طرفدار ايجاب و سلب جزئى است و به عبارت ديگر قائل به تفصيل است .
3 - برداشت علّامه كه مىگويد : نزاع شيخ و سيّد حقيقى بوده آنهم به نحو ايجاب و سلب كلّى .
يعنى سيد مىگويد : هيچ خبر واحد مجرّدى حجت نيست و شيخ مىگويد تمام خبرهاى واحد عادل امامى و يا ثقه ، حجت است ، امّا تفصيل نمىدهد ميان اخبارى كه اصحاب آنها را تدوين كرده و به آنها عمل نمودهاند و يا غير اصحاب . . .
* مراد از عبارت ( و الانصاف . . . الخ ) در متن مورد بحث چيست ؟
بيان شيخ انصارى در مقام داورى است كه مىفرمايد : انصاف اين است كه برداشت علامه از عبارت شيخ كه اطلاق را فهميده درست است و نه برداشت محقّق كه تقييد را از آن فهميده است .
* سرّ مطلب به نظر شيخ انصارى چيست ؟
اين است كه شيخ طوسى كه در مقام استدلال :
1 - بر اجماع الأصحاب على العمل بالرّوايات المدوّنة تمسّك نموده است .
2 - و يا بر عمل اصحاب به روايات طوائف خاصّهاى از غير اماميه امّا ثقه ( مثل واقفىها و فطحىها ) ادّعاى اجماع نموده است . براى اين عنوان اجماع بر عمل ، موضوعيتى قائل نمىباشد بلكه در مقام تنقيح مناط است . به عبارت ديگر مراد شيخ اين است كه اين عمل الاصحاب به خاطر عدالت و وثاقت راوى بوده و لا غير و در صورتى كه اين چنين باشد مىگوئيم : المناط و العلّة تعمّم .
پس هر حديثى كه راوى آن امامى عدل و يا ثقه باشد ، حجّت است چه اصحاب بدان عمل كرده باشند يا نه .
* جناب شيخ چه گواهى بر مطلب فوق دارد ؟
دو شاهد بر اين فرمودهء شيخ انصارى وجود دارد :