تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤

تشريح المسائل

* حاصل مطلب در وجه پنجم از تقرير اجماع در عمل به خبر واحد چيست ؟ اجماع عملى خصوص صحابه است كه علّامه در نهايه ادّعاى آن را نموده است . ايشان مىگويد : وقتى به زمان پيامبر برمىگرديم ، مىبينيم كه سيرهء صحابه پيامبر و اصحاب ائمه بر عمل به خبر واحد ثقه بوده است و اين سيره در مرأى و مسمع معصوم بوده است مع‌ذلك ردعى صورت نگرفته است . حال اگر حضرات عليهم السّلام اين سيره را قبول نمىداشتند ، امّت را از عمل به آن منع مىفرمودند در حالى كه احدى از معصومين اين سيره را ردع نكرده‌اند و اين خود بهترين دليل بر حجيّت خبر واحد عند المعصومين است . * نظر شيخ پيرامون وجه مذكور چيست ؟ مىفرمايد : اصحاب النّبى و الأئمة سه گروه بوده‌اند : 1 - اصحاب السّلم يعنى كسانى كه 100 % تسليم پيامبر بوده و بدون رأى و نظر ايشان دست به عملى نمىزده‌اند مثل : زراره‌ها ، ابوذرها و . . . 2 - افراد همج الرّعاع يعنى كسانى كه به هر سويى كه باد مىوزيد حركت مىكردند و به نداى هر صاحب صدايى گوش فرا مىدادند و با او هم صدا مىشدند . 3 - منافقين كه على الظاهر در صف مسلمين بودند و لكن باطنا مسلمان نبودند ، لذا از علّامه مىپرسد كه منظور شما از اينكه اصحاب معصومين به خبرهاى ثقه عمل مىكردند چه كسى است ؟ اگر گروه اوّل است مىگوئيم : 1 - كبراى كلّى استدلال شما درست است ، چرا كه عمل اينان كاشف از رضايت معصوم است . 2 - صغراى سخن شما ناتمام است ، چرا كه ثابت نشده كه احدى از اين‌گونه افراد به خبر واحد ثقه عمل كرده باشد تا اينكه به دنبال آن كاشفيّت حاصل شود . و اگر گروه دوّم و سوّم هستند ، بايد بگوئيم : 1 - صغراى استدلال تمام است ، چرا كه اين عدّه عامل به خبر واحد بوده‌اند . 2 - كبراى سخن شما ناتمام است ، چرا كه عمل اينان كاشف از رأى معصوم نيست . * پس مراد از عبارت ( الّا ان يقال . . . الخ ) چيست ؟ اين است كه مگر كسى بگويد كه اگر شيوهء اين دو گروه نامشروع بوده ، معصومين بايد آن را انكار مىنمودند نه بدين منظور كه معاندين حق ، انكار آنان را پذيرفته مرتدع شوند ، بلكه به اين جهت كه حق اظهار شود و امر بر آيندگان مشتبهه نشود . شاهد مطلب هم اين است كه : مسئله حجيّت خبر واحد از مسئلهء خلافت خطرناك‌تر نبود ، مع‌ذلك اين همه اعتراض نموده و حق را گفته‌اند .