تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
و المجوز . كه مجوز همان حكم عقل است و نه تعبّد به ظنّ بلا دليل . * شيخ مشكل طرح و ردّ اصل را چگونه پاسخ مىدهد ؟ مىگويد : اصول بر دو دسته‌اند : 1 - عمليّه 2 - لفظيّه و اما اصول عمليّه نيز خود بر دو دسته‌اند : 1 - عقليّه 2 - شرعيّه 1 - اصول عمليّه عقليّه عبارتند از : اصل برائت ، اصل احتياط ، اصل تخيير . حال وقتى اين اصول در برابر خبر ثقه قرار مىگيرند اگر ما بخواهيم به خبر ثقه عمل نمائيم ، اصل عملى عقلى طرح نمىشود چرا كه از طرفى بناء عقلاء بر عمل به خبر ثقه است و از طرفى هم اصل برائت يك اصل عقلى است ، لذا هر دو عقلى شده و عقل نيز در حكم خود گرفتار نيست يعنى عقل مىگويد : زمانى به اصل برائت رجوع كن كه دليلى در دست نباشد و تو شاكّ و متحيّر باشى و حال آنكه با وجود خبر ثقه ، و پشتوانه‌اش كه بناء العقلاء بر عمل بدان مىباشد ، شكّى در كار نيست . در نتيجه خبر ثقه حاكم است و جائى براى اصل برائت باقى نمىگذارد تا كه بخواهيم آن اصل را جارى كنيم و هكذا اصل الاحتياط و التخيير . * مسئلهء اصل عملى شرعى را كه استصحاب باشد چگونه پاسخ مىدهد ؟ مىگويد مدرك اصل مذكور نيز روايات ( لا تنقض اليقين بالشّك ) است ، و استصحاب نيز يا از باب حكم عقل حجت است و يا از باب اخبار كه حد اكثر ظن‌ّآور است و ما به ظنّ عمل نموديم امّا ركن اصلى استصحاب شكّ است و با وجود خبر ثقه شكى باقى نمىماند . * مسئلهء اصول لفظيّه از قبيل اصالة العموم و اصالة الحقيقة را چگونه حل مىكند ؟ مىگويد خبر ثقه مزاحمتى با اصول مذكور ندارد ، چه آنكه مدرك اين اصول نيز بناء عقلاء است ، و بناء عقلاء بر اجراء اين اصول به قول مطلق نيست ، بلكه زمانى اين اصول جارىشونده‌اند كه قرينه‌اى بر خلافشان نباشد . و حال آنكه خبر ثقه خود قرينه است و با وجود قرينه جاى اصل نمىباشد . * مراد از اصطلاح ( فتأمّل . . . ) در پايان متن چيست ؟ شايد اشاره باشد به اينكه هرچند گفتيم استصحاب مأخوذ از اخبار به لحاظ موثوق الصدور بودن اخبار با خبر واحد ثقه مساوى است و هيچ ترجيحى بر هم ندارند ، ولى تحقيق اين است كه با وجود خبر ثقه كه كاشف از ظنّ معتبر است ، اخبار استصحاب هرگز جارى نشده و حكم به حجّيت استصحاب نمىشود .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 131 | الشيخ الأنصاري / جمشيد سميعى