اين راه را نمىپذيرد ، خوب بايد ردّ كرده و راه جديدى را ارائه نمايد ، لذا چون ردع نفرموده ، پس قبول دارد .
* اگر سؤال شود شما از كجا مىگوئيد كه شارع اين سيره را ردع نفرموده ، شايد از سيرههاى مردوعه باشد يعنى شارع مقدّس از اين سيره ردع فرموده و لكن نه به صورت خصوصى ، بلكه به صورت عمومى و در قالب آيات و روايات ناهيه از عمل به غير علم تا خبر ثقه را نيز شامل شود .
شيخ چه پاسخى دارد ؟
مىگويد : فلسفهء عمل به غير علم دو امر است و آيات و روايات ناهيه نيز به همان دو امر نظر دارند :
1 - اينكه عمل به غير علم و تعبّد به آن بدون بيان شارع تشريع است و از باب تشريع ( به ادلّهء اربعه ) حرام است .
2 - اينكه عمل به غير علم و تعبّد به آن مستلزم زير پا گذاشتن اصول عمليّه و يا لفظيّه معتبره است و لذا از اين جهت حرام است .
فى المثل نمىدانيم كه آيا استعمال سيگار و . . . حرام است يا نه ؟
اصالة البراءة مىگويد حلال است ، لكن خبر واحدى در دست است مبنى بر حرمت آن حال اگر ما به خبر واحد عمل كنيم :
اوّلا : تشريع است و حرام يعنى : ادخال ما لم يعلم كونه من الدّين فى الدّين .
ثانيا : اصل برائت را زير پا گذاشتهايم .
يا فى المثل :
1 - حديث متواترى در دست است مبنى بر اينكه ( لا تشرب التّتن ) .
2 - حديث واحدى نيز وارد شده بر كراهت شرب تتن .
در اينجا نيز اگر به خبر واحد متعبّد شويم ، هم تشريع است و هم مخالفت با اصالة الحقيقة كه در ظاهر ( لا تشرب التتن ) است .
پس فلسفهء حرمت احد الامرين المذكورين است ولى هيچكدام از آن دو امر در باب خبر ثقه جارى نيست . و نه تعبّد به خبر ثقه مستلزم تشريع است و نه مستلزم طرح و رد اصل لفظى و يا عملى .
* سرّ مطلب در مطلب مذكور چيست ؟
اين است كه سيرهء عقلاء عالم در باب طاعت و معصيت بر اين جارى است كه خبر ثقه را معيار قرار دهند ، و اين بناء عقلاء از عقل ناشى شده است .
حال وقتى از روى عقل و حكم آن به چنين امرى متعبد شديم اين مىشود : تعبّد به ظنّ مع الدليل
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 130
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١٣٠