تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤

تشريح المسائل

* حاصل مطلب در وجه سوم از تقرير اجماع چيست ؟ اين است كه نه تنها اجماع علماء ، بلكه اجماع مسلمين و سيرهء آنان بر عمل به خبر واحد و حجّت دانستن آن است به عبارت ديگر اگر به تاريخ مسلمين مراجعه كنيم مىبينيم كه در طول تاريخ : 1 - بناء عملى مسلمانان اين بوده كه احكام شرعيّه را از روات موثّق شنيده و به آنها عمل مىكرده‌اند . 2 - به وسائط ثقه كه از قول امام براى آنها حديث نقل مىنموده‌اند اعتماد مىكرده‌اند . 3 - در باب عمل به فتاواى مجتهد در عصر غيبت ملاحظه مىشود كه : اگر مسئله‌گوى مورد وثوق فتواى مرجع آنها را بر ايشان نقل مىنمود ، توقّف نكرده ، بلكه بدان عمل مىكردند و اگر زوج براى زوجه فتاواى مرجع تقليدش را نقل مىنمود ، زوجه بدون توقّف و از روى اعتماد به آن ترتيب اثر داده و عمل مىنمود . حال اين سيرهء مستمرّه از جمله امورى است كه ترديدى در آن نيست . * آيا قدر مسلّم اين نيست كه بايد اطمينان حاصل نموده و بعد به آن عمل مىكردند ؟ چرا همين‌طور است و جناب سيّد نيز اشكالى در اين رابطه بر خود وارد نموده است مبنى بر اينكه : 1 - امّت اسلامى اجماع دارند بر اينكه چنانچه شخصى ، ديگرى را در رابطه با خريدن كنيزى و يا عقد زوجه‌اى نايب و يا وكيل خود قرار دهد ، او كار را انجام داده به موكّل خويش بگويد كه فلان زن را عقد نموده و زوجه شما شده است . 2 - و يا اگر زنى به شوهرش خبر دهد كه حائض شده و يا اينكه از حيض پاك شده آيا ديده‌اى كه شوهر در اين خبر ترديد كند و يا به آن اعتنا نكند ؟ 3 - يا اگر نامه‌اى از زوج به دست زوجه برسد مبنى بر اينكه وى را مطلّقه كرده است و يا اينكه زوج مرده است ، ديده‌اى كه زن اعتنا نكرده و عدّه نگه ندارد . 4 - آيا زمانى كه فرد ثقه‌اى فتواى مرجع تقليدى را نقل مىكند ، ديده‌اى كه مقلّدى در اين خبر توقف كند و هكذا امثالهم من الأمثلة : كه دلالت بر حجيّت خبر ثقه است . * پاسخ سيّد به اشكال مذكور چيست ؟ اين است كه اى اشكال‌كننده : آيا مراد شما ردّ بر ابن قبه و امثال اوست كه تعبّد به خبر را محال مىدانند و يا ردّ بر ما و امثال ماست كه تعبّد را عقلا ممكن و وقوعش را شرعا غير ممكن مىدانيم ؟