تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣
مفتى مطابق با احكام واقعى شريعت اسلامى است . و خلاصهء كلام اينكه اعتماد بر خبر واحد و عمل به آن جاى ترديد نيست ، پس چطور شما آن را انكار مىكنيد ؟ و بعد هم اين انكار را به طائفه شيعه نسبت مىدهيد ؟ ( پاسخ سيّد به ايراد خودش ) پس ( از اين ايراد ) پاسخى داده كه حاصل آن چنين است كه : اگر مراد از اين ( بياناتى كه شد ) ردّ كسانى است كه تعبد به خبر واحد را محال مىدانند بيانى است متين و مورد توجّه و چاره‌اى نيست ( جز قبول آن ) . و اگر مقصود استدلال به آن جهت وجوب تعبّد به خبر و لزوم عمل به آن باشد و اينكه در مسائل حلال و حرام بايد به خبر واحد عمل نمود ، بايد گفت : پس اين ( موارد ياد شده در سؤال ) مقاماتى است كه از طريق اجماع و غير آنكه جملگى طرق علميّه و قطعيّه هستند تعبّد به اخبار آحاد به انحاء مختلف و گوناگون ثابت شده است . فى المثل : در برخى از آنها صرفا خبر چهار شاهد عادل بايد باشد . مثل شهادت به زنا . و در برخى از آنها به شهادت دو عامل بسنده شده است ، مثل شهادت و اخبار از موضوعات . و در برخى از آنها خبر يك عادل مورد قبول است مثل شهادت در امور مالى . و در برخى از آنها حتى خبر فاسق و بلكه كافر ذمّى نيز مورد اعتنا و توجّه است مثل وكيل كه فاسق بوده و يا كنيز و زوجه كه اگر كافر ذمّى باشد به قولش نسبت به احوال زنانگى مسموع و مقبول است . به‌هرحال چگونه مىتوان ( در اين مواردى كه هريك دليل قطعى بر پذيرش خبر دارند ) روايت وارد در احكام شرعى را قياس نمود و به مجرّد مقبول بودن خبر در آن مواضع ، در اينجا نيز قائل به پذيرفته شدن خبر باشيم . ( نظر شيخ انصارى ) معترض ، آنجا كه ادّعاى اجماع بر عمل به خبر واحد ، در موارد مذكور را نمود ، طريق اسكات و ملزم شدن خويش را به سيّد تلقين و تفهيم كرد . يعنى ( پس از اين‌گونه سؤال ، سيد جواب داد اين موارد به واسطهء اجماع و دليل قطعى ديگر از محلّ كلام خارج شده است ) و لذا معترض در مقام مجاب كردن سيّد بايد مىگفت : سيرهء مسلمين در موارد مذكور اين است كه به خبر واحد عمل كنند ، اگرچه آحاد مسلمين ندانند كه حكم در اين موارد و مواضع ، اجماعى بوده و علماء برآن اتفاق نظر دارند .