تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
سپس - قده - گفته : عقيده در باره روح اينست كه از جنس تن نيست و آفريده ديگريست كه خدا فرمود « سپس او را خلق ديگر برآورديم
فتبارك اللّه احسن الخالقين
، 14 - المؤمنون » . و اعتقاد ما در پيغمبران و رسل و ائمه اينست كه 5 روح دارند : روح القدوس روح ايمان ، روح قوه ، روح شهوت ، روح مدرج ، و در كفار و بهائم 3 روح است روح قوه ، روح شهوت ، روح مدرج ، اما قول خدا « پرسندت از روح بگو روح از امر پروردگار منست ، 85 - اسرى » آن بزرگتر از جبرئيل و ميكائيل است ، و همراه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و ائمه عليهم السّلام بوده و از ملكوت است . شيخ مفيد - نور - در شرح عقائد گفته : سخن صدوق در باره نفس و روح حدسى است و تحقيقى نيست و اگر همان باخبار اكتفاء كرده بود و شرح نكرده بود سالمتر بود برايش از وارد شدن در بابى كه بر او تنگ است در رفتار ، سپس گفته - ره - نفس چند معنا دارد 1 - خود چيز 2 - خون جهنده 3 - نفس كه هواء است 4 - هوس و ميل طبع ، گواه معنى اول اينست كه گويند نفس الشيء يعنى خود او و گواه دوم قول فقهاء است . نفس سائله حكمش چنين و چنانست ، و گواه سوم گفته مردم است فلانى نابود شد نفس او ، هر گاه نفس او بند آيد و در تنش هوائى نماند كه از حواسش برآيد ؛ و گواه چهارم قول خدا است « راستى نفس پر واداركننده ببديست ، 53 يوسف » يعنى هوس و داعى بزشت . گاه شود كه مقصود از نفس نقمت باشد خدا تعالى فرموده « و برحذر ميدارد شما را خدا از نفسش ، 28 - آل عمران » يعنى از نقمت و كيفرش و اما روح چند معنى دارد 1 - زندگى 2 - قرآن 3 - نام يك فرشته خدا 4 - جبرئيل عليه السّلام گواه يكم گفته آنها است ، هر ذى روح حكمش چنين است ، مقصودشان هر زنده است و گفته آنها در باره كسى كه مرده ، روحش برآمد ، يعنى جانش ، در جنين گويند : روح در آن در نيامده ، يعنى زندگى ، گواه دوّم : قول خدا تعالى است « و همچنين فرستاديم به تو روحى از فرمان خود ، 35 - الشورى » يعنى قرآن ، گواه سوّم
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 73 | العلامة المجلسي / محمد باقر كمره‌اى