فرمانش » يعنى روحى كه خدا در بارهاش فرمود « بگو روح از فرمان من است » و أقوال در باره آن بيايد ، و در ظاهر مقصود از آن يا روح آدمى است يا روحى كه كمك امامانست .
« فسر الجنان » اين تفسير همانست كه در روايت أبي صامت كه دنبال خبر آورده بيان شده « هيچ پيغمبرى نيست و نه فرشتهاى پس از او » اشاره دارد كه پيغمبر برتر است از فرشته و رتبهاش پس از او است « غيرنا أهل البيت » شيخ بهائى « قدس سرّه » گفته يعنى مادّه تن ما را جبلّه ننامند بلكه طينت گويند چون از ده سرشت آفريده است - پايان - ، جبلّه بتفسير فيروزآبادى خلقت و طبيعت است . . .
حير : حائر حسين عليه السّلام است .
يكى گفته : گويا دانش انبياء را بنهر آب تشبيه كرده چون يكى مايه زندگى روح است و يكى مايه زندگى تن و تعبير از آن بنور براى تابانى است و علم دانشمندان ديگر را نور نور خوانده چون پرتو علم انبياء است و چنانچه دو لبه نهر آب را نگهدارند تا در قرارگاه خود روان باشد همچنين دو روح دانش را نگهدارند تا آن را بدل پيغمبر يا وصى او رسانند ، سرشتهاى بهشتى ملكوت را مانند و سرشتهاى زمينى ملك را كه از آميزش هر دو تن پيغمبر ما و اوصياء أهل بيت آفريده شده بخلاف پيغمبران ديگر و فرشتهها كه يكى از دو سرشتند و يكى از دو روح را دارند .
24 - در كافى ( ج 3 ص 127 ) : بسندى از سدير صيرفي كه به امام ششم عليه السّلام گفتم : قربانت يا ابن رسول اللَّه مؤمن از جاندادنش بدش آيد ؟ فرمود : نه به خدا ، چون ملك الموت براى قبض روحش آيد بيتابى كند و ملك الموتش گويد :
اى دوست خدا بيتابى مكن سوگند بدان كه محمّد صلى اللَّه عليه و آله را فرستاده من به تو خوشرفتار و مهربانترم از پدر مهربانت اگر بود ، ديده برگشا و بنگر .
فرمود : رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و امير المؤمنين و فاطمه و حسن و حسين و ائمه عليهم السّلام برايش نمودار شوند ، و به او گفته شود : اينان رسول خدا و أمير المؤمنين
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 41
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٤١