تن اصلى تفسير كرده بدور افتاده « و بوديم خلقى و بشرى نورانى » از نظر روح و قالب مثالى انسانى كه چون هر دو جسم لطيف ملكوتى بودند روشن و نور بخش بودند بنا بر اينكه روح هم جسم است و بنا بر اينكه روح مجرد باشد كنايه از بركنارى آنست از تيرگى ماده .
و اين خبر دلالت دارد ببرترى آنها از پيغمبران بلكه اشاره دارد ببرابرى شيعه آنها با پيغمبران ، و مقصود از اينكه ما و شيعه ما انسانيم يعنى انسان حقيقى و انسان دوم انسان ظاهرى است ، همج مگسهاى پشه ماننديست كه به روى گوسفند و الاغ مىافتند و تشبيه آنان بدانها بسا براى اينست كه يكباره گرد بانك زنى بگيرند و بىسبب از او دور شوند .
23 - در كافى ( ج 1 ص 389 ) : بسندى تا امير المؤمنين عليه السّلام كه : خدا را نهريست زير عرشش و زير آن نهر نوريست كه خدا روشن كرده ، و در دو لبه نهر دو روح آفريده ، روح القدس ، و روحى از فرمان خود ، و براى خدا ده سرشت است : 5 از بهشت و 5 از زمين ، و آنها را شرح كرد و فرمود : و هيچ پيغمبرى نيست و نه فرشتهاى ( امامى خ ب ) كه پس از او آفريده جز اينكه از يكى از آن دو روح در او دميده ، و پيغمبر را از يكى از دو سرشت ساخته .
گويد : بأبي الحسن گفتم : جبل چيست ؟ فرمود : مردمى جز ما خانواده كه خدامان از همه ده سرشت آفريده و در ما هر دو روح را دميده ، و چه اندازه پاكيزه است .
و ديگرى از أبى الصامت شرح ده سرشت چنين روايت كرده : بهشت عدن ، بهشت مأوى ، بهشت نعيم ، فردوس ، خلد ، و سرشت زمين : مكه ، مدينه ، كوفه بيت المقدس ، و حائر .
بيان : در بصائر بجاى « نور نوّره » « نور من نوره » است و روشنتر است يعنى از انوارى كه خدا سبحانه آفريده ، و اينكه فرموده هر دو آفريدهاند ، ابطال قول نصارى است كه گويند چون عيسى روح اللَّه است پس آفريده نيست « روح از
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 40
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٤٠