را با اميدوارى ، عزم را با پذيرش و اصرار را با نزديكى .
و تندى و سبكى و شهوت و بازى و سرگرمى و خنده و نابخردى و نيرنگ و عنف و خوف اثر نفس او باشند و اثر روح وقار و پارسائى و شرم و روشن دلى و فهم و كرم و راستى و رفق و بزرگواريند ، و چون خردمند ترسد كه اخلاق نفس بر او چيره شوند و به دو رو آرند هر كدام را با يك خلق روحى جلوگيرد و راستش كند ، تندى را با بردبارى ، سبكى را با وقار ، شهوت را با عفت ، بازيگرى را با شرم خنده را با فهم ، نابخردى را با ارجمندى نيرنگ را با راستى ، عنف را با نرمش ترس را با شكيبائى .
آدميزاده با نفس بيند ، خورد ، نوشد ، ايستد ، نشيند ، خندد ، گريد ، شاد باشد ، اندوه خورد ، و با روح حق را از ناحق شناسد ، و راه را از بيراه ، و درست را از نادرست ، و بدانست كه داند و آموزد و فرزانه شود و خردمند شود و شرم كند و ارجمند گردد و بينا دل و با فهم شود و حذر كند و پيش رود ، و آنگه ده خصلت ديگر باخلاقش همدوش سازد ، ايمان ، حلم ، عقل ، علم ، عمل ، نرمش ، ورع ، راستى شكيبائى ، وفق و ديندارى بدين ده خصلت است و هر كدام را دشمنى است .
دشمن ايمان كفر است دشمن حلم حماقت ، دشمن عقل گمراهى ، دشمن دانش نادانى ، دشمن عمل تنبلى ، دشمن نرمش شتابزدگى ، دشمن ورع هرزگى ، دشمن راستى دروغ ، دشمن شكيبائى بىتابى ، دشمن رفق عنف . چون ايمان سست شد كفر بر او تسلّط يابد و او را ببردگى گيرد و اميد هر سودى را از او ببرد ، چون چون ايمان استوار شد كفر سست شود ، و بعبادت و بندگى پردازد و ايمان دارى .
چون بردبارى سست باشد ، حماقت بالا گيرد و بر او گرد آيد و متزلزلش كند و جامه خوارى به دو پوشد ، و چون بردبارى استوار شود حماقت رسوا گردد و بدى ، و درونش روشن گردد و پرمذمت بيند ، و چون نرمش استوار شود از سبكى و شتاب خوددارى كند و تندى را براند ، و وقار و عفت پديد گردند ، و آرامش دل
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 281
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٨١