تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 26

مساهمون:

ص٢٦
« چرا چون برسد به ناى » و شما كسان مرده اين حال ببينيد كه ديگر مردنيست و نتوانيد چاره كنيد « آنكه آفريد مرگ و زندگى را » رازى گفته : زندگى وصفى است كه هر كه دارد ميتواند بداند و بتواند ، و در معنى مرگ خلاف است ، قومى گويند نبودن اين وصف است ، و اصحاب ما گويند وصفى است موجود و ضدّ زندگى و همين آيه را دليل آورده‌اند زيرا نيستى آفريدن ندارد ( ج 30 ص 54 مفاتيح الغيب ) .

در اخبار

1 - در معانى الاخبار : بسندش از محمّد بن مسلم كه پرسيدم امام پنجم عليه السّلام را از قول خدا عزّ و جلّ « و دميدم درش از روحم » كه اين دميدن چگونه بوده ؟ فرمود : روح چون باد در جنبش است و نامش از ريح باز گرفته است براى اينكه از جنس آنست ، و همانا به خودش وابسته چونش بر ارواح ديگر برگزيده چنانچه خانه‌اى را برگزيده و فرموده « خانه‌ام » و بيكى از رسولان فرموده « خليلم » و مانند آنها و همه ، آفريده و ساخته و پديده و پرورده و تدبير شده‌اند . در كافى ( ج 1 ص 131 ) و در احتجاج ( 176 ) مانندش آمده . بيان : باز گرفتن آن از لفظ ريح چنانچه در كافى است به اين معنا است كه ايجادش در تن بدميدنست بتناسب روح و ريح و هم جنسى با آن ، و بدان كه روح بسا بنفس ناطقه اطلاق شود كه حكماء آن را مجرّد پندارند و آن جاى علوم و كمالات و مدبّر تن است و گاهى اطلاق شود بر روح حيوانى كه بخاريست لطيف و از دل برخيزد و به همه تن بدود ، و اين خبر و مانندش احتمال هر دو را دارد و گرچه برخى از اخبار بدوّمى مناسبتر است ، و گفته‌اند كه گرچه روح در گوهر خود از اين جهان نيست جز اينكه در تن نمودها دارد و نخست نمودش بخار لطيف روحانيست بمانند جرم آسمانى در لطف و اعتدال كه آن را روح حيوانى نامند و استوارگاه روح ربّانيست كه از عالم امر است و مركب و پاكش نيروهاى آنست .
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 26 | العلامة المجلسي / محمد باقر كمره‌اى