تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 24

مساهمون:

ص٢٤
[ از جانب قلب دريابيم نه از جانب ] مغز در يابيم . و از دوم اينكه دور نيست اثر دل بمغز رسد و مغز بوسيله اعصاب روئيده از او اعضاء را بجنباند . و از سوم اينكه دور نيست سلامت مغز شرط رسيدن اثر دل باعضاء ديگر باشد . و از چهارم اينكه اين عرف براى آنست كه مزاج دل بوسيله كمك از خنكى مغز معتدل شود ، و چون مغز از اعتدال بيرون شود دل هم اعتدال خود را از دست دهد بفزودن حرارت يا كاستى آن از اندازه لازم ، و در اين هنگام عقل دل هم مختلّ شود . و از پنجم باينكه اگر گفته شما درست باشد بايد جاى دل كاسه سر باشد و فساد گفته آنها از اينجا روشن است - پايان - ( تفسير رازى ج 23 ص 168 ) . من گويم : پس از پذيرش مقدمات دليلهاى او و صرف نظر از انتقاد آنها همه دلالت دارند كه روح جز تن است و اجزاء تن و حواس بيرونى و درونى ، و دلالت بر تجرّد آن ندارند و چرا روا نباشد روح جسمى لطيف و ملكوتى باشد وابسته بتن يا درون تن ، و در مرگ برآيد و بماند تا قيامت چنانچه ما آن را ثابت كنيم ان شاء اللَّه تعالى . قول خدا تعالى « خدا است كه بگيرد جانها را هنگام مرگ آنها » طبرسى قدس سرّه در ( ج 8 ص 500 ) تفسيرش گفته : مقصود هنگام مرگ تن است « و آنها كه نميرند در خوابشان » و آن جانى كه در خواب بگيرد آنست كه عقل و تميز بدانست و از كسى كه خواب رود جدا شود ، و آنچه در مرگ گيرد خود زندگى است كه جان با آن برود ولى خواب رفته نفس كشد ، و فرق ميان گرفتن در خواب و گرفتن در مرگ اينست كه اولى ضدّ بيداريست و دومى ضدّ زندگى و در اولى جان بهمراه دارد و در مرگ جان از تن رفته « پس نگهدارد آن را كه محكوم بمرگ است » تا
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 24 | العلامة المجلسي / محمد باقر كمره‌اى