تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
صلى اللَّه عليه و آله « فقد رأى الحق » يعنى حق است آنچه خواب بيننده اعلام كند و اگر ظاهرش درست باشد بسيار خوب و گر نه تفسيرش كند و آن را مهمل نگذارد زيرا يا مژده خير است يا وهم دادن از بدى و يا آگهى بر حكمى كه سودش دارد در دينش يا دنياش . غزّالى گفته : مقصود اين نيست كه پيغمبر را ديده بلكه نمونه‌اى ديده كه ابزار اداى مقصودى از طرف من است و واسطه است ميان من و او در شناخت حق بلكه تن در بيدارى هم جز ابزارى از نفس نيست و حق اينست كه آنچه را شخص خواب بيند روح مقدس او است و تنها خدا بدلش انداخته كه او است . كرمانى در شرح بخارى گفته : « مرا ديده » يعنى ديد او پرت‌وپلا نيست و خيال شيطانى نيست چنانچه در روايتى « البته حق را ديده » و اين ديد بآفرينش خدا است و مواجهه و مقابله شرط آن نيست ، اگر گويند : بسا كه بر خلاف وصفش در خواب ديده شود ، و دو كس در دو مكان در يك حال او را خواب بينند . گويم : در گمان خواب بيننده چنين است ، و بسا كه او برخى خيالات كه مربوط بچشمگير عادى او است در ديد گيرد ، اگر گوئى : در اينجا جزاء همان شرط است گوئيم مقصود از جزاء لازم آنست و معنا اينست كه مژده گيرد كه مرا ديده است و طيبى گفته : يگانگى شرط و جزاء دليل مبالغه است ، يعنى مرا بحقيقت و كامل ديده ، و قاضى گفته بسا مقيد است به كسى كه او را بر وصف واقعى وى ديده باشد ، و اگر نباشد خواب تعبيردار است نه خواب حقيقى ، و آن ضعيف است ، پايان ياوه‌هاى آنها . و ظاهر اينست كه ديد حقيقى نيست بلكه حصول صورتيست در حسّ مشترك يا جز آن بقدرت خدا تعالى ، و غرض از اين تعبير بيان اينست كه رؤيا حقيقت است و از خداست نه از شيطان ، و اين تعبير عرفيت دارد ، چنانچه مردى گويد : هر كه خواهد مرا بيند بايد فلانى را بيند ، يعنى ديد او ديد من است ، و اين بر