و اين حساب از بن باطل است .
و از پيغمبر در چند روايت رسيده كه آن حضرت خوابهاى بسيار در امور شريعت و مهمات اسباب دين ديده و باصحابش گفته ، و هر بامداد به آنان ميفرموده : كدامتان خواب ديديد و به او ميگفتند ، و در روز احد به آنها گفت : خواب ديدم در دمه شمشيرم رخنهايست و گويا غمينى را با خود سوار كردم ، و تأويل شد كه چند تن از يارانش كشته شدند و او پهلوان دشمنان را كشت ، گفته همه اين خوابها پس از هجرت بوده و بالاتر از همه نصّ قرآنست در رؤياى فتح مكّه در قول خدا عزّ و جلّ « البته درست درآورد خدا خواب رسولش را ( 27 ) - الفتح » و فرموده او « و نساختيم خوابى را كه به تو نموديم جز آزمايش براى مردم - الآية - 60 - الاسراء » و آنچه ما آورديم و آنچه وانهاديم دليل سستى اين توجيه است .
و گوئيم اين حديث درست است و معناش هم درست است ، و نتواند آنچه علتش بر ما نهانست حجت ما نباشد ، با اينكه ميدانيم ركعات نماز و روزه و رمى جمره شماره معينى دارند ، و ما علتش را ندانيم كه چرا بيش و كم نيست و آن مانع وجوب انجام آنها نباشد ، و معنى حديث اينست كه رؤيا حق است و در پيغمبران هم بوده و تيكهاى از آنچه بوده كه بدانها از وحى فرود آمده - پايان - .
يكى از شارحين بخارى گفته : رؤيا جزء نبوتست يعنى براى پيغمبران نه ديگران چه كه در خواب به آنها وحى ميشد ، و گفتهاند رؤيا بهمراه نبوت بوده نه اينكه جزئى است و از آن بجا مانده ، و گفتهاند نبوّت در اين حديث بمعنى خبرگزاريست يعنى رؤيا يك خبرگزاريست از خدا و دروغ ندارد ، و در حمل به ظاهر آن هم مانعى نيست ، زيرا جزء نبوت خود نبوت نيست و منافات ندارد كه نبوت رفته است ، و خواب كافر هم بسا درست درآيد ، ولى جزء نبوت نيايد زيرا مقصود خواب خوب از مؤمن خوبست كه جزء نبوت است .
نووى در شرح مسلم گفته : طبرى اختلاف روايات را در اجزاء نبوت نسبت برؤيا حمل باختلاف حال خواببينها كرده كه هر خوابى در درجه مخصوصى است
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 170
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٧٠