كند بودن در مسجد يا راه خير است ، و اگر مسافر خواب بيند تعبيرش اقامت در سفر است ، چنانچه خواب بيند دايهاش در كند است ، و اگر بيمار يا زندانى آن را خواب بيند ، گرفتاريشان بدراز كشد و اگر گرفتارى باشد طولانى گردد ، و غلّ تعبير بكفر شود چه خدا فرمايد «
غلّت ايديهم و لعنوا بما قالوا
»
« انّا جعلنا في اعناقهم اغلالا
» و بسا تعبير ببخل شود چون خدا فرمايد «
و لا تجعل يدك مغلولة الى عنقك
» و بسا خوددارى از گناه باشد در صورتى كه از مرد صالحى است .
43 - در مجالس ابن الشيخ : بسندى از على عليه السّلام كه رؤياى پيغمبران وحى است .
44 - و از همان : بسندش از هارون بن حمزه كه شنيدم امام ششم عليه السّلام ميفرمود : راستى از ما است آنكه نكتهاى در دلش افتد ، و آنكه بخوابش آيند ، و از ما است كسى كه آواز را بشنود چون آواز كشيدن زنجير در طشت ، و از ما است آنكه صورتى بزرگتر از جبرئيل و ميكائيل نزد او آيد .
45 - در مكارم است كه : رسول خدا پر خواب ميديد و خوابش چون سپيده دم روشن و گويا بود .
46 - در مجالس صدوق : بسندى از عبد اللَّه بن منصور كه از امام ششم عليه السّلام مقتل حسين زاده رسول صلى اللَّه عليه و آله را پرسيدم بنقل از پدرش داستان كربلا را تا آنجا كشاند كه : قصد كرد از زمين حجاز به زمين عراق آيد و چون شب رسيد به مسجد پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله رفت تا قبر را وداع كند ، و ايستاد به نماز و طول داد تا خوابش برد در سجده و پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله بخوابش آمد و او را گرفت و به سينه چسباند و ميان دو چشمش را بوسيد و ميفرمود : پدر و مادرم بقربانت گويا بينمت به خاك و خون افتادى ميان گروهى از اين امت كه اميد بشفاعتم دارند ، و نزد خدا بهره ندارند ، پسر جانم تو نزد پدرت مادرت برادرت مىآئى كه همه به تو مشتاقند ، و راستى برايت در بهشت درجاتى است كه نرسى بدانها جز با شهادت .
حسين گريه كنان از خواب بيدار شد و نزد خاندانش آمد و خواب را گفت