28 - در كافى ( ج 2 ص 324 ) : بسندى از امام ششم عليه السّلام كه در بنى اسرائيل مردى بود و سه سال بدرگاه خدا دعا كرد كه به او پسرى بدهد ، و چون ديد خدا مستجاب نكند گفت : پروردگارا آيا من از تو دورم كه نشنويم يا تو به من نزديكى و مرا پاسخ ندهى فرمود : يكى بخوابش آمد و گفت : تو سه سال است خدا را با زبانى بىشرم و دلى سركش و ناپرهيزكار ميخوانى و با نيتى ناراست ، از بيشرمى خود را باز كن و دلت پرهيزكار شود و خوش نيت باش ، فرمود : آن مرد چنين كرد و آنگه بدرگاه خدا دعا كرد براى او پسر زاد .
29 - در مجالس شيخ : بسندش از شمر بن عطيه كه پدرم بعلى بن أبى طالب عليه السّلام بد ميگفت ، بخوابش آمدند و به او گفتند : توئى دشنام گوى علي ؟ و خفهگى گرفت كه تا سه بار ببستر خود ريد .
30 - در قصص راوندى : بسندش از امام ششم عليه السّلام كه چون پادشاه فرمانداد بزندان كردن يوسف عليه السّلام خدا به آن حضرت تعبير خواب را الهام كرد و براى زندانيان خوابشان را تعبير ميكرد .
31 - در مجالس ابن الشيخ : بسندش كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم فرمود : چون آخر الزمان شود خواب مؤمن دروغ نباشد و درستترين خواب از راستگوترين آنانست .
بيان : اين روايت از طرق مخالفان هم رسيده در نهايه است كه در حديث است « چون زمان نزديك شود نزديك است كه خواب مؤمن نادرست نباشد » مقصود نزديكى ساعت است و گفتهاند مقصود زمان برابرى شب و روز است و خواب در آن درست است براى برابرى زمان ، و در حديث مهدى است كه « زمان بهم نزديك شود تا سال چون يك ماه گردد » - پايان - .
خطابى : در اعلام الحديث گفته : « اذا اقترب الزمان » دو قول دارد يكى اينكه شب و روز بهم نزديك شوند چون روزهاى بهار كه برابر ميشوند و هنگام اعتدال چهار طبع است غالبا ، و همچنين در پائيز و معبران گويند درستترين
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 163
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٦٣