تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
كاهنه بوى گفت : اگر راست گوئى البته از پشت تو فرزندى آيد كه شرق و غرب را بگيرد و پيغمبر مردم باشد ، و خوابش در كندن چاه زمزم گذشت كه طولانيست ، و خوابهاى آمنة در ولادت پيغمبر گذشت و خواب عباس در مژده به پيغمبر كه خواب ديد از سوراخ بينى عبد اللَّه پرنده سپيدى پريد و بمشرق و مغرب رسيد و بازگشت تا بر بام كعبه نشست و همه قريش در برابرش سجده كردند ، و نورى شد ميان آسمان و زمين تا بمشرق و مغرب رسيد . كاهنه بنى مخزوم گفت اى عباس اگر خوابت راست باشد از پشت تو فرزندى بر آيد كه أهل مشرق و مغرب پيرو او شوند و در غزوه بدر گذشت كه عاتكه دختر عبد المطلب خواب ديد كه سوارى به مكه آمد و سه بار فرياد زد اى آل عدى ، اى آل فهر ، بگور خود برويد و سنگى گرفت و پاشيدش از كوه و خانه‌اى نماند از قريش جز اينكه تيكه‌اى در آن افتاد ، و گويا درهء مكه از پائين خود خون شده و روز سوّم بزمزم رسيد و فرياد زد كاروان را دريابيد ، و غزوه بدر شد . در زايش حسين عليه السّلام گذشت كه ام ايمن گفت : يا رسول اللَّه امشب خواب ديدم كه پاره‌اى تنت افتاده در خانه من ، فرمود : فاطمه حسين را زايد و تو او را بپرورى و در دهن او گذارى و يك تيكه من در خانه تو باشد ، و نيز گذشت كه زن حنظلة بن أبى عامر راهب در خواب ديد گويا آسمان گشوده شد و حنظله در آن افتاد و بهم پيوست ، و حنظله با حد رفت و شهيد شد . و نيز از بخت‌نصّر خوابهاى غريبى گذشت يكى اينكه در خواب ديد فرشته‌هاى آسمان فوج فوج بر سر چاهى آمدند كه دانيال در آن زندانى بود و بر او سلام كردند و او را بگشايش مژده دادند ، و از كرده پشيمان شد و او را از چاه برآورد ، و ديگر در خواب ديد سرش آهن است و دو پايش از مس و سينه‌اش طلا و دانيال تعبيرش كرد كه پادشاهيش برود و پس از سه يك پارسى او را بكشد و چنين شد و موبدان در ولادت پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله خواب ديد شترانى سركش اسبان عربى را يدك ميكشند .