تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣
صريح عقل بنا بر اعتقاد بدان يا براى مصلحت بينى اجتماع بشرى ولى جانداران ديگر اگر كارى نكنند چنانچه شير پرستار خود را ندرد يك عاطفه انسانى نيست بلكه مهر بسود خود است و به اين سبب آنكه پرستاريش كند و خوراكش دهد نميدرد .

نوع پنجم [ يادآورى امور گذشته ]

: از خواصّ آدمى يادآورى امور گذشته است ، و گفته‌اند جانداران ديگر هم آن را دارند و جزم بدان كه دارند يا نه ، مشكل است .

نوع ششم : انديشه و كاوش درونى است

و انديشه دو جور است . يكم : انديشه در حال چيزى تا آن را بشناسد و اين انديشه در باره گذشته و آينده و اكنون ممكن است . و دوم در كيفيت آفريدن چيزيست و آن در واجب و ممتنع نشدنى است و در باره ممكن شايد ولى در باره ممكن گذشته و كنونى نتواند بود و تنها در ممكن آينده شايد كه چونش در توان خود بيند اراده قطعى بدان نمايد و پيروش نيرو و قدرت او به كار افتند ، و آيا در جانداران ديگر هم اين جريان ارادى هست ؟ مشهور منكر آنند و جاى گفتگو است ، زيرا آنها هم در كام بخش خود رغبت دارند و از درد آور خود نفرت و بايد بفهمند كه هر كام بخشى مطلوب است و هر دردناكى مكروه و جواب دادند كه درك آنها شخصى است و در باره همانست كه نزد آنها حاضر است و شعور كلّى ندارند ، و قضاوت در اين امور غيب‌گوئى است و جز خداى علىّ عليم آنها را نداند و اللَّه أعلم .

فصل 22 : در بيان اينكه لذات عقلى اشرف و اكملند از لذات حسّى .

بدان كه طبع عوام اينست كه اقوى لذّت و كاملتر سعادت در خوردن و گائيدنست و از اين رو بيشتر مردم خدا را نپرستند جز براى خوراكهاى خوشمزه آخرت و حوريان بهشت و اين عقيده نزد اهل حكمت و مرتاضان مردود است به چند وجه . 1 - اگر چنين باشد بايد حيوان اشرف از آدمى باشد كه در اين لذت خوراك