تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
بخش سوم نوشتن است ، و البته آن كار دشواريست و با اين حال پيرو گفتار است ، زيرا اگر بخواهيم براى هر معنا نقشى بسازيم نياز بنقشهاى نامتناهى داريم و آن نشدنى است ، و از اين رو تدبير لطيفى كردند و نقش نوشتن را در برابر حروف گفتار آوردند از بسيط و مركب و از اين راه نوشتن آسان شده است ولى فرع گفتن شده و خامه بجاى زبان آمده ولى در آن سود بزرگى است زيرا خرد يك آدمى نميتواند علوم بسيار را استنباط كند و چون يكى مقدارى دانش فهميد و آن را نوشت آدمى ديگر آيد بر نوشته او آگاه شود و باستنباط او بيفزايد و بكمك نوشتن دانش بسيارى پديد آيد ، و از اين جهت فرمود عليه السّلام : دانش را با نوشتن بند نهيد ، و اين شرح حقيقت نطق و اشاره و نوشتن است . 2 - از آنچه بدينجا وابسته است قول مشهور است در تعريف آدمى كه حيوان ناطق است ( جاندارى گويا ) برخى گفتند اين تعريف درست نيست چون برخى حيوانات ديگر گويايند و بسا آدمى كه گنگ است و جواب دادند كه منظور نطق عقلى است و تفسيرى از نطق عقلى نشده . ما گوئيم حيوان دو نوع است يكى آنكه چون چيزى بفهمد نتواند به ديگرى بفهماند گرچه حال خودش باشد مانند بهائم و جز آن ، ولى آدمى چون در خود حال خاصى دريابد ميتواند به ديگرى آن را بفهماند و ناطقى كه جزء تعريف آدمى است اين معنا است نه گفتار زبان آرى گفتار به زبان كاملترين راه فهماندنست به ديگران و از اين رو آن را نمونه آن قدرت عقلى ساختند و با اين تقرير آن اعتراض وارد نيست و اللَّه اعلم بالصّواب . 3 - براى اين الفاظ و كلمه‌ها نامهاى چنديست . الف - لفظ و در آن دو توجيه است يكم اينكه اين كلمه‌ها زائيده بيرون انداختن هواء است از ناى و لفظ بمعنى پرت كردنست دوم معانى در دل گوينده است و بوسيله كلمات به بيرون پرت ميشوند . ب - كلام كه بمعنى زخم زدنست و وجهش اينست كه كلمات اثر بخشند در
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 121 | العلامة المجلسي / محمد باقر كمره‌اى