آدمى از نظر معنا .
ج - عبارت كه از عبور و گذر كردنست و دو وجه دارد يكم نفس سخن از دهان گوينده گذر كرده دوّم معنا از گويا بشنوا گذر كرده .
د - قول كه معنى قوت و شدت دارد و شكى ندارد كه گفتن قوّت دارد كه برون آيد و بر گوش و خرد شنونده اثر بخشد .
نوع دوم [ نيروى درآورد هنرهاى شگفت ]
: از خواص آدمى نيروى درآورد هنرهاى شگفتآور است و آن را سرچشمه و ابزاريست سرچشمه آن خيال است كه ميتواند صورت بندد و نقشه كشد و ابزارش دو دست ، و حكيم ارسطو آنها را ابزار مباح ناميده و اين لفظ را در علم تشريح بياوريم ان شاء اللَّه ، و اين هنرمندى بسا در جانوران ديگر هم باشد ، چون مگس عسل كه خانههاى شش گوش سازد ولى كار او از خردمندى نيست بلكه از الهام و وادارى خدا است ، و از اين رو اختلاف و تنوّع ندارد ، شيخ چنين گفته ولى به حركت فلك نقض مىشود و براى اين بحث فصلى جدا آورديم با بررسى كامل .
نوع سوم [ رويدادهاى نفسانى گوناگون ]
از خواصّ آدمى رويدادهاى نفسانى گوناگونند و چند بخشند .
يكم چون چيزى بيند و سببش را نداند وجدان مخصوصى يابد كه آن را تعجب و شگفت نامند .
دوم : چون بخوش آمدى برخورد وجدانى يابد كه دنبالش احوال تنى آيد كه كشش عضلات چهره و آواز ويژهايست و آن خنده است و اگر ناساز و آزار يابد غمگين شود و خون دلش در درون فشارد و مغزش بهم فشرده شود و از آن قطرههاى آبى فروريزد و از چشم درآيد و آن گريه است .
سوّم : اينكه چون آدمى بفهمد ديگرى او را زشت كار داند حالى در او پديد شود بنام خجلت .
چهارم : اينكه در برابر كار زشت وجدانى يابد بنام شرم ، و خلاصه بررسى كامل احوال وجدانى در باب چگونگيهاى نفسانى است .
نوع چهارم [ قضاوت از خوبى و بدى ]
: از خواصّ آدمى قضاوت از خوبى و بدى اشياء است يا به حكم