تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
نفس بايد پيوسته در آن حاضر باشند تا عقل مستفاد باشد تا اينكه گفتند : آخر مراتب بشريت آغاز منازل فرشته بودنست و تا نفس به بدن تعلّق دارد وجود آن نشدنى يا بسيار دور است يا عقل مستفاد مجرّد حضور مسائل است در نفس تا آنجا كه در وجود خود بر عقل بالفعل مقدم است چنانچه امام رازى گفته ، و اگر چه بحسب شرف هدف و رئيس مطلق همانست و همه قواى انسانى و حيوانى و نباتى در خدمت آنند ، و نهان نيست اين مناسبتر است با اتفاق آنها در حصر مراتب به چهار ، آرى حضور همه مسائل بطور هميشه كمال مرتبه عقل مستفاد است . سپس گفته : عقل عملى نيروئيست كه آدمى بدان بر صنعت و تصرف در ماده توانا مىشود مانند چوب كه مايه كار نجار است ، و بدين نيرو است كه آدمى مصالح زندگى را كه بايد انجام دهد از مفاسدى كه بايد از آن دورى كند تشخيص ميدهد و خلاصه اين نيرو مبدأ حركت تن آدمى است بجزئيات كارها طبق نظرياتى كه صلاحيت آنها را تشخيص دهند ، و آن را پيوستى است با نيروى پذيرفت و از آن خنده و شرم و گريه و تاثرات ديگر برآيد ، و پيوستى دارد با حواسّ باطنه كه آنها را براى استخراج مصلحت و هنر به كار برد ، و پيوستى دارد با نيروى علوم نظرى از نظر به كار بردن اختيار و انگيزش آراء جزئيه مستند بآراء كليه كه از مقدمات بديهى يا آزمايشى يا مشهور يا ظنى بدست آورده و قوّه نظريه روى آنها قضاوت مىكند . مثلا از اينكه گوئيم بخشش درهم نيكو است و سزاوار است كه كار نيكو كنيم استنباط كند كه بايد بخشش درهم را انجام دهيم و آنگه قضاوت كند كه درهم را بايد بمستحقش داد ، و اين مقدمات شوق و اراده به اين بخشش برانگيزند ، و نيروى حركت اقدام به دادن آن به مستحق نمايد . سپس گفته : كمال قوه نظريه شناخت اعيان موجودات و احوال و احكام آنها است بطورى كه در واقع وجود دارد تا آنجا كه در توان آدمى است ، و آن را حكمت نظريه ناميده‌اند ، و كمال قوّه عمليه قيام بانجام كارها است چنانچه شايد و بايد
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 117 | العلامة المجلسي / محمد باقر كمره‌اى