قابليت نفس است براى ادراك ، عقل هيولائى نام دارد كه چون هيولاى نخست خود به خود تهى است از همه صورتها كه آن را شايد ، چون نيروى نوزاد براى نويسندگى و درجه ميانه كه آمادگى نفس براى كسب علوم نظرى پس از حصول علوم بديهى است عقل بالملكة نام دارد ، چون ملكه انتقال بعلوم فكرى پديد شده مانند شاگرد آماده آموختن خط و مردم در اين مرتبه بسيار مختلفند از نظر استعداد و نيرومند قدرت استحضار امور نظريست بىنياز بكسب تازه چون در خزانه نفس موجود است و نياز بتوجه دارد چون استاد خط در حالى كه نمىنويسد كه هر گاه خواهد بنويسد و آن را عقل بالفعل نامند چون به عمل نزديك است و كمال در شهود مطالب نظريست چون حال نويسندگى كاتب و آن را عقل مستفاد خوانند كه از عقل فعال كمال را باز گرفته و نسبتش بدان چون ديده است بخورشيد .
و عبارات قوم اختلاف دارند در اينكه آنچه ذكر شد نامهاى خود آمادگيها و كمالند يا نام نفسند باعتبار اين حالات يا نام نيروهائى در نفس كه مبادى آنهايند مثلا يك بار گويند عقل هيولانى آمادگى نفس است براى پذيرش علوم بديهى و بار ديگر آن را نيروى آمادگى يا نيروئى كه مبدأ آمادگى محض است تعبير كنند و بار ديگر گويند همان نفس است در آغاز فطرت از نظر اينكه آماده علوم است و همچنين در مراتب ديگر .
و بسا گويند : عقل بالملكه حضور ضرورياتست از اين رو كه رهنماى نظرياتند ابن سينا گفته : عقل بالملكه صورت معقولات نخست است كه بدنبال آن نيروى كسب جز آنها است مانند تابش براى ديدهها و عقل مستفاد معقولات كسب شده حاضر است .
و در كتاب مبدأ و معاد گفته : عقل بالفعل و عقل مستفاد در ذات خود يكى باشند و اختلاف آنها اعتبارى است چون از نظر تحصيل عقل بالفعل است و از نظر حصول و حضور مطالب عقل مستفاد ، و بسا گفتند : نظر به خودش عقل بالفعل است و نظر بنفس كه فاعل است عقل مستفاد ، و نيز اختلاف دارند كه افكار ممكنه براى
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 116
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١١٦