مانند خبرى كه سائل از سيد مرتضى بيان كرده كه بمسخ تفسير مىشود يا به تن مثالى به اين شكل چنانچه پيش گفتيم ، و اما گفتار در باره كالبدهاى مثالى در كتاب معاد گذشت ، و اللَّه الهادى الى الرشاد .
شارح مقاصد گفته : قول بتناسخ في الجمله از بيشتر فلاسفه حكايت است ، جز اينكه اين حكايت را يك شبهه هم تأييد نكند تا برسد بيك دليل ، ولى با اين نصوص قطعى قرآن و سنت گويا بخلاف آنست ، براى اينكه معتقدين بتناسخ معاد جسمانى را منكرند ، بهشت و دوزخ و لذات حسّى و آلام حسى را پس از مرگ منكرند و گويند معاد همان جدائى نفوس است از تن ، بهشت خرّمى آنها است بكمالات معنويشان و دوزخ تعلق آنها است بتن حيوانات ديگرى كه مناسب اخلاق ناستوده آنها است تا خوارى و زبونى كشند .
مثلا نفس حريص در كالبد خنزير درآيد و نفس دزد در موش و خود بين در طاوس ، و شرور در سگ ، و در اين مرحله هم درجاتى طى كند بما نسبت حالش يعنى از تنى بتن فروترى درآيد ، مثلا نفس حريص از تن خوك آغاز كند سپس بفروتر و فروتر تا برسد بمورچه و پس از زوال اين هيئت و گذراندن دورهها بعالم عقول پيوندد .
و آنگه تناسخيهاى اسلام مآب ، اين عقيده را با عبارات پرداخته و تعبيرات شيرين ترويج كنند و برخى آيات وارده در كيفر گناهكاران را بدان تأويل كنند از دليرى بر خدا و دروغبافى كه شيوه بىدينها است و گمراهان و گمراهكنان كه ديوهاى آدمى صورتند و بعوام و كوتهفكران گفتههاى بيهوده و فريبآور القاء كنند .
و در ضمن آنچه گفتند قول خداست « هر آنگاه پوستشان كلفت شود - يعنى فاسد شوند - پوست ديگر بدانها پوشانيم - يعنى پديده ديگر شوند 55 - النساء » و هم قول خدا « هر گاه خواهند از آن درآيند بدان برگردند ، 22 - الحج » يعنى از دركات دوزخ كه تن جانورانست ، و همچنين قول خدا « آيا راهى است براى
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 113
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١١٣