در اجسام تركيب شده درآيد تا اينكه به صورت كرمكى گردد و هر مسخ مسخوطى بر او روان شود ، تا قائم خانواده ما ظهور كند و خدايش بفرستد تا گردن او را بزند و اينست كه خدا فرموده « پروردگارا ميراندى ما را دو بار و زندهمان كردى دو بار اعتراف كرديم بگناهان خود آيا براى ما هيچ راهى هست كه بيرون شويم ، 11 - غافر » .
به خدا عمر بن سعد را پس از اينكه كشته شد آوردند به صورت ميمونى زنجير به گردن و ميان أهل خانهاش نهادند و او را نميشناختند به خدا دنيا بپايان نرسد تا دشمن ما آشكارا مسخ شود ، تا آنجا كه مردمى از آنها در زندگى خود ميمون شوند يا خوك ، و بدنبالشان عذابيست سخت و از پس آنها دوزخ و چه بد سر انجامى است .
اخبار در اين معنا بسيارند و از حد آحاد گذشتند ، و اگر تناسخ نشدنيست و گفتيم اخبارش ساختگى است چرا مسخ نشدنى است با اينكه در آنها بدان تصريح شده و هم در قول خدا « آيا شما را آگاه كنم ببدتر از آن در سزا ديدن نزد خدا آنان كه خدا لعنشان كرده و بر آنها خشم كرده و از آنها ميمون و خوك ساخته ، 62 - المائده » و قول خدا « گفتيم باشيد ميمونهاى رانده ، 65 - البقره » و قول او « و اگر خواهيم مسخشان كنيم در جاشان ، 67 - يس » .
و اخبار گويايند كه معنى اين مسخ دگركردن بنياد آدميت است به صورت ديگر ، و در خبر معروف از حذيفه است كه ميگفت : بگوئيد اگر گويم در ميان شما ميمونها و خنزيرها باشند باورم داريد ؟ مردى گفت : ميان ما ميمون و خنزير باشند ؟
گفت : تو خود از كجا در امانى كه همان باشى ، مادرت مباد ، و اين تصريح به مسخ است ، و اخبار متواترند كه معنايش تغيير شكل و صورتست .
و در احاديث است كه مردى بأمير المؤمنين عليه السّلام كه او را محكوم كرده بود گفت : به خدا به حق قضاوت نكردى و او فرمودش رانده باش سگى ، و جامهها از تنش بر پريدند و سگى شد كه دم ميجنبانيد ، و چون رواست خدا عزّ و جلّ جماد را حيوان كند چرا نشود حيوان را به صورت حيوان ديگر درآورد ؟
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 108
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٠٨