از پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و ائمّه عليهم السّلام كه خدا قومى از اين امت را پيش از قيامت مسخ كند چنانچه از امّتهاى پيش را مسخ كرده ، و آنان بسيارند كه در نامهاى نگنجند .
و البته شيخ مفيد - رضي الله عنه - صحت آنها را پذيرفته ، و در كتابى بنام « التمهيد » گنجانده و عقيده تناسخ را محال دانسته و گفته اخبار معتبر جز اين نيست كه خدا مردمى را پيش از قيامت مسخ كند ، و نعمانى بسيارى از آنها را روايت كرده كه نسخ و مسخ هر دو را پذيرايند ، چون روايتى كه در باب « تسلّى و تقوى » آورده و به امام صادق عليه السّلام سندش را رسانده در حديثى طولانى كه در پايانش گويد .
و چون كافر محتضر شود ، رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و علي عليه السّلام و جبرئيل و ملك الموت بالينش آيند و علي عليه السّلام به دو نزديك شود و گويد يا رسول اللَّه ، راستى اين بود كه دشمن ما خانواده بود او را دشمندار ، رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم فرمايد : اى جبرئيل ، راستى اينست كه دشمن دارد خدا و رسولش و خاندان رسولش را پس او را دشمن دار ، جبرئيل بملك الموت گويد : راستى اين دشمن ميداشت خدا و رسولش و خاندان رسولش را پس او را دشمن دار و بر او سخت بگير ، و ملك الموت در بر او آيد و گويد : اى بنده خدا ، برات آزاديت را گرفتى ؟ سند امانت را گرفتى ؟ بعصمت كبرى در دار دنيا دست انداختى ؟
گويد : چه باشد آن ؟ پاسخ دهد ، ولايت على بن أبى طالب عليه السّلام ، او گويد ويرا نشناسم و به او عقيده ندارم ، جبرئيل گويد اى دشمن خدا بچه عقيده داشتى ؟
گويد : چنين و چنان ، جبرئيلش گويد : اى دشمن خدا مژدهات سخط خدا و عذاب او در دوزخ و اما آنچه بدان اميد داشتى از دستت رفته ، و از آنچه ميترسيدى به تو فرود آمده ، سپس جانش را به سختى از تنش بكشد .
سپس صد شيطان بروحش گمارد كه همه برويش تف اندازند و از بويش آزار كشند و چون در گورش نهند يك در از دوزخ در آن گشوده شود كه از آن بوى و شرارش بر او درآيند ، سپس روحش را بكوههاى برهوت آرند ، سپس روحش
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 107
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٠٧